نرمش و مدارا و مسالمت و مهربانى و آرامش و در زن نجابت و تسليم و اطاعت و ميل به زندگانى پاينده و اينكه چنين زنى كمتر طريق انحراف جسته چه بىآبرويى و پريشانى و دربهدرى و بيخانمانى برايش غير قابل تحمل بوده در صورت لغزش و انحراف نيز از طريق خفا و حفظ حيثيت و آبرو دور نگرديده عفاف و سكون با حسرت و محروميت را از هوسرانى با دلهره و آشفتگى پذيراتر مىباشد .
به همين نسبت هرچه مو به درشتى و خشونت نزديك ، خشكى و تلخى و زمختى و كممهرى و عدم نرمش و محبت و زندگى جدى و علاقه به مشاغل و كارهاى دشوار به صاحب آن نزديكتر و هرچه به نرمى و لطافت نزديك لطافت طبع و آرامش روح در او زيادتر بوده و اينكه به همان نسبت داراى شفقت و بىآزارى بوده مهر و وفق و عشق و دوستى و مدارا با او نزديكتر مىباشد .
همچنين صاحب موى نرم را طبعى است زودرنج و دلى است نازك و مزاجى نازك نارنجى كه با اندك غذاى ناسازگار خواب و خوراك نامساعد و كمخوابى و بيخوابى از پا درآمده دچار كسالت و بيمارى مىگردد و صاحب قلبى است با محبت و دلى رحمين و قلبى رقيق ، اما ديرآميز و ديرجوش و ديرپسند و اينكه كنارهگيرى و تنهايى و انزوا را بر هيجان و مبارزه و جدل با زندگى دوستتر مىدارد و از جمله كسانى است كه عطاى دولت پرمشقت را به لقاى آن بخشيده ، و هرچند دولت و مقام و مال و شهرت قابل توجه آسايش و آرامش را ارجح دانسته ( خوش فرش بوريا و گدايى و خواب امن ) را پذيرا مىباشد .
موى مجعد : موى مجعد از جهت دوستى و زناشويى و عشقبازى و حتى معاملات از بهترين موها از آزمايش بدرآمده محبت و مردمدوستى و مهربانى همگانى و مشرب پسنديده و نيكوخصالى را مىرساند و اينكه صاحب چنين مو با هرگروه از مردم كنار آمده مىتواند آميزش و برخورد داشته باشد و از آنجا كه صاحب مهر ذاتى او گذشت جبلى است مورد علاقه و توجه همه دسته از جماعات واقع شده ( هركجاى پاى نهد دست ندارندش پيش ) و به خوبى مىتواند يك زندگى اجتماعى
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 589
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٨٩