تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
سعادتمند داشته ، علاوه بر اينكه مىتواند مهر و علاقهء خود را نشان داده معشوق يا طرف يا همسر و رفيق را شيفتهء خويش گرداند . ايضا باوفايى و ثبات‌قدم در عشق و دوستى و در نظر داشتن محبت و خدمت مردم و حق‌شناسى و سپاسگزارى از خصوصياتش مىباشد و صاحب چنين مويى اگر مرد باشد مستعد كارهاى تجارت و فروشندگى و هتل‌دارى و ارتباط عمومى و مشاغلى كه سروكار مستقيم با مردم و ارباب‌رجوع داشته باشد و زن‌داراى موى مجعد خانه‌دارى و شوهردارى و منشىگرى و مهماندارى و از كارهاى دون نديمى و پيشخدمتى و از اين قبيل و در هريك از اين رشته‌ها داراى موفقيت بسيار مىباشد . موى بسيار نرم : با اشارات گذشته دانسته شد كه حد وسط در هر عضو از بهترين بوده و هرچه از اعتدال درگذرد به همان نسبت بسوى افراط يا تفريط راه سپرده است و به همين صورت است موى بسيار نرم و مويى كه از فرط نرمى بمانند ابريشم و غير قابل تربيت بوده تعليم دادن و حالت دادن آن بدون داروى چسبناك غيرممكن بوده باشد ، به همان نسبت صاحب آن از فرط رقت قوهء اراده و تسلط بر عقل را از دست داده بسرعت تبعيت نموده گول مىخورد و مسلم است كه چنين كسى كمتر در صراط مستقيم زندگانى و راه انديشيدهء آن مىتواند گام نهاده مانند برگ گلى كه در معرض بادهاى مخالف قرار گرفته باشد هردم از سويى به سويى متمايل مىگردد و مسلم است كه تردد و دودلى و تقليد كوركورانه از اين و آن و لغزش و انحراف نيز از ضمائم چنين حالت مىباشد . موهاى زودرشد و ديررشد : مويى كه رشدش سريع و نمو آن محسوس مىباشد . نظربلندى و سخاوت و دست و دلبازى و عيال‌پرستى و مهمان‌دوستى و گشاده‌دستى كه مثلا در خريد دستش به چيز كم نمىرود را معلوم مىدارد و موى دير رشد كه گويى در رويش و نمو تغيير نمىكند ، تندخويى و چشم‌تنگى و تندمزاجى و بىحوصلگى و بدمنشى و در حد عدم رشد مو خست و لئامت و ديرجوشى و نچسبى و نفرت از مردم و فراموشى و در خود فرورفتگى را نشانه