كردهايم و بخاطر تو يكنفر بهم نميزنيم .
- خر فقير خيلى زودتر از اسب غنى به بهشت ميرسد .
- حضرت سليمان بچهدار نميشد قرار شد زن و شوهر هريك يك حرف راست بزنند تا بچهدار بشوند . بلقيس گفت من اقرار ميكنم كه با داشتن شوهرى مثل تو زيبا و جوان و نيرومند و غنى و قادر كه گنجهاى عالم و موجودات در اختيارش ميباشند باز چون چشمم به جوانى بخورد دلم به او مايل ميگردد ، و سليمان گفت من با همه دارائى و سلطنت باز چون كسى بر من وارد مىشود جملهى حواسم متوجه او مىشود كه آيا چه چيز برايم هديه آورده است و چون هر دو راست گفته بودند دعايشان مستجاب گرديده صاحب فرزند شدند .
- آدم براى مصلحت روزگار ريشش را به . ون خر هم مىكند كارش كه گذشت درآورده شسته صابون زده حنا بسته از اولش هم بهتر مىشود .
- اگر زن توى خاكستر بشاشد چشم بچهاش زاغ مىشود .
- آبجوش كه به زمين ميريزند بايد بگويند : بچهدار ، بچهتو وردار . با عقيدهء اينكه جنيان در گوشه و كنار بوده ، باخبر شده اطفال خود را كنار بكشند .
- دربارهء مادر شوهر : مادرشوور غرغرى ، هر شب مىكند چغلى « 37 » . آن روز كه مرا ديدى ، گه خوردى پسنديدى - همچى كه نشتى « 38 » نشته باش ، مقّاش بدستت داشته باش ، كرمتو بكش يواشيواش ، كارى به من نداشته باش .
- يك پرده گوشت هفتاد عيب را ميپوشاند .
- هركس دست بشكن « 39 » دارد بايد نان و پنير بدزدد سر مبال بخورد .
- صبر كوچك خدا چهل سال است .
- براى نگهداشتن شوهر بايد رگ خوابش را پيدا كرد .
هامش
( 37 ) . بدگوئى ، شكايت .
( 38 ) . نشستهاى .
( 39 ) . چيز زياد شكن .