تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
- اين قسم‌ها را براى ترساندن بچه‌ها ميخوردند : سنگ تو رودخونه‌ى خدا انداختم . حلواى ترش و شيرين امام حسينو خوردم ، زير ديگ امام حسنو روشن كرده‌م اگه فلان بلارو سرت نيارم . - عروس بخندد ارزانى مىشود . - چفت در از زن بچه شيرده رم مىكند . « بسكه اشتها پيدا مىكند » . - آئينه انداختن بيمارى ميآورد . - سر قليان را برنداشته تعارف كنند كشنده را رنجور مىكند . - گشنيز ميگويد اگر كسى مرا بسلامتى نخورد به رنجورى مىخورد . - مردى كه دستش سنگين باشد زن بيوه گيرش ميآيد . - اگر سر كسى چند فرق داشته باشد به همان اندازه زن يا شوهر مىكند . - اگر بر پيشانى كسى كه خون دماغ شده باشد بنويسند ( لعنت بر كسى كه نان در دهانش باشد آب بخورد ) خون دماغ بند ميآيد . - پختن آش رشته اول ماه و اول سال باعث سررشته زندگى مىشود . - در عيد غدير هر رخت نووش را كه كسى بپوشد و طلا جواهرى كه همراه كند يا بغچه‌هايش را باز كرده بپيچد زكات به آنها تعلق نميگيرد . - زن دخترزا را اگر روز حمام زايمانش چيز نجس بخورانند پسرزا مىشود . - بيوه‌زن بچه‌دار خودش در خانه شوهرش است دلش پيش بچه‌هاش . - دشمن ميخنداند ، دوست ميگرياند . - مهر زن را كه داد و كه گرفت . - خدا از روى شكم خودش دستور روزه داد . - حضرت موسى دل‌درد گرفت حكيم به او خاكشير داد خوب شد دفعه ديگر خودش خورد دردش شديدتر شد باز پيش حكيم رفت حكيم به او خاكشير داد خورد و باز خوب شد ، اوقاتش تلخ شد كه خدايا مرا مسخره كرده‌اى همان را كه حكيم ميدهد من خودم ميخورم بدتر ميشوم ، ندا رسيد ما دنيا را با وسيله خلق