- اين قسمها را براى ترساندن بچهها ميخوردند : سنگ تو رودخونهى خدا انداختم . حلواى ترش و شيرين امام حسينو خوردم ، زير ديگ امام حسنو روشن كردهم اگه فلان بلارو سرت نيارم .
- عروس بخندد ارزانى مىشود .
- چفت در از زن بچه شيرده رم مىكند . « بسكه اشتها پيدا مىكند » .
- آئينه انداختن بيمارى ميآورد .
- سر قليان را برنداشته تعارف كنند كشنده را رنجور مىكند .
- گشنيز ميگويد اگر كسى مرا بسلامتى نخورد به رنجورى مىخورد .
- مردى كه دستش سنگين باشد زن بيوه گيرش ميآيد .
- اگر سر كسى چند فرق داشته باشد به همان اندازه زن يا شوهر مىكند .
- اگر بر پيشانى كسى كه خون دماغ شده باشد بنويسند ( لعنت بر كسى كه نان در دهانش باشد آب بخورد ) خون دماغ بند ميآيد .
- پختن آش رشته اول ماه و اول سال باعث سررشته زندگى مىشود .
- در عيد غدير هر رخت نووش را كه كسى بپوشد و طلا جواهرى كه همراه كند يا بغچههايش را باز كرده بپيچد زكات به آنها تعلق نميگيرد .
- زن دخترزا را اگر روز حمام زايمانش چيز نجس بخورانند پسرزا مىشود .
- بيوهزن بچهدار خودش در خانه شوهرش است دلش پيش بچههاش .
- دشمن ميخنداند ، دوست ميگرياند .
- مهر زن را كه داد و كه گرفت .
- خدا از روى شكم خودش دستور روزه داد .
- حضرت موسى دلدرد گرفت حكيم به او خاكشير داد خوب شد دفعه ديگر خودش خورد دردش شديدتر شد باز پيش حكيم رفت حكيم به او خاكشير داد خورد و باز خوب شد ، اوقاتش تلخ شد كه خدايا مرا مسخره كردهاى همان را كه حكيم ميدهد من خودم ميخورم بدتر ميشوم ، ندا رسيد ما دنيا را با وسيله خلق
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 553
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٥٣