تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
ميپوشاند ! در اين توضيح كه زنها در خانه چيزى به اسم جوراب و مثال آن به پا نكرده بلكه اصولا چيزى به نام جوراب نميشناختند همچنانكه لباسى به نام زيرپوش نميدانستند ، اما بجاى جوراب براى زينت پا ( حنا ) به كار ميبردند كه با آن كف و ناخنهاى پاها را رنگ نموده طلائى و زعفرانى ميكردند و ناخنها و كف دستها را با آن رنگين نموده با گل و برگهائى كه به بعضى از نقاط آن ميدادند دلربا ميساختند . حنائى كه براى زينت دست و پا سابقه‌ى ديرينه داشته ، به شهادت بيت زير كه گويد :
( ز من مپرس كه از دست او دلم چون است * از او بپرس كه انگشت‌هاش پرخون است )
خونى كه نظر به حنائى بودن سر انگشتان و ناخن محبوب مىباشد و در همين زمينه از نگارنده :
آمد كه حنا تا به كف پا بگذارد * به ديد كه پا روى دل ما بگذارد

طلا و جواهر

پيرايه‌هاى ديگر زنان عبارت بود از انگشترىاى كه مطابق شأن و موقعيت خود بر دست راست ميكردند و دستبندى از طلا به گونه‌هاى مختلف و زيادتر از سكه كه بر دو دست مينمودند و گوشواره كه به گوشها ميآويختند و خفتىاى كه از سكه يا آويز ، از طلا و جواهر به گردن ميبستند و سينه‌ريز از سكه‌هاى بزرگ طلا يا گل و برگهاى طلاى جواهرنشان كه بعد از خفتى به روى نيمتنه يا يل و مثل آن مىانداختند و سكه‌ها و گل و سنجاقهاى طلا و جواهر كه بر سر و سينه و زير گلو و سرآستينها و پائين دامن و دم پاچه‌هاى شلوار ميآويختند و خلخال « 52 » هائى از
هامش
( 52 ) . مچ‌بندهائى با زنگوله‌هاى ريز ظريف خوش‌صدا ، كه به يك ، يا هردو پا ميبستند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 336 | جعفر شهرى باف