آبرومندترين پوشش براى صاحب آن دختر و دختر او را نيز كارساز بشود و دختران و نوادگان آنها بقول امروزىها ( دمده ) نشده از فرم نمىافتاد ، بدانگونه كه اكنون نيز در بعضى بغچهرختهاى خانوادههاى قديمى يافت شده هرآينه پوشيده شود از بهترين البسهى زنانه و زيباترين پوششها بشمار ميآمد ، با فايدهء عدم تغيير و تجديد مد و آسودگى از تشويش ( دفرمه ) شدن هرماهه و هرساله و صرفهى پول و وقت و عدم اختلافات خانوادگى و تحقير و تحفيف همگنان ، چه هركس را از اين گونه لباس اگرچه از زمان عروسيش باشد در بغچه باقىمانده عمرى در مهمانىها و برابر سر و همسر خريدار آبروى و رافع حاجت ميگرديد .
چارقد و چاقچور و حنا
چارقد پارچهاى مثلث از تور و حرير گلدار و ساده و ململ بود از يك ذرع پارچهى بطور مثلث بريده يا به روى هم تا زده كه به سر نموده زلفها را از بالا و دو طرف در زير آن مرتب كرده از زير گلو سنجاق ميزدند و دستكهاى آن را از جلو به روى سينه انداخته به دو سرشان زيورآلات ميآويختند . زيورآلاتى از منگولههاى زيبا با سكههاى طلا و نقرهى دستهدار و بر دو طرف يا جلوى آن گل طلا ، يا گل ياقوت و فيروزه ميزدند و سنجاق زير گلو كه ساده و معمولى يا نقره و طلاى ته مرواريد كه در آرايشها و مهمانىها به كار ميبردند و زنان مسن و معمولى كه از گوشههاى آن بجاى كيسه و دستمال پول و خردهريز دمدستى استفاده ميكردند و در هر صورت وسيلهاى كه موهاى سر را مرتب داشته صورت را گرد و با نقشونگار لب و گونه و چشم و ابرو آن را نظرگير مينمود .
چاقچور نيز پاپوشى از پارچهء سياه بجاى جوراب براى بيرون رفتن از خانه و استتار پاها و ساقهاى آن بود با كفى تا مچمانند جوراب و از آنجا با چينهائى كه تمام ساق را پوشانيده در زير زانو با گرهبندهائى استوار ميگرديد ، در اين فلسفه كه چين زياد و گشادى آن اندام واقعى پاى زن و چشم ناپاك را بر ارزيابى آن