تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
و بانگ و صدائى خود را به حياط رسانيده كامى داده مهرى گرفته براى او همان صورت از آخر شب ببعد را پيدا مينمود ، از اينرو خانم‌بازهاى خبره‌كار در شب‌خوابىها شام و مشروب خود را در خارج خورده آخر شب با جمله‌ى ( يك خانم شام خورده ) زنى را با يك تومان دوازده قران براى تا صبح تصاحب ميكردند .

سيگاركشى

سيگاركشى تمتع از زنى براى دقايقى بود كه با سه قران و كمتر در اختيار قرار ميگرفت و براى اين كار خلاف شب‌خوابى كه هركس مهمان يا ( رفيق شخصى ) خود را در اطاق خود و رختخواب مخصوص خود ميخوابانيد اطاقك محقرى در سمتى از حياط يا زيرزمينى از كوچكترين زيرزمينهاى خانه با گليم يا فرش ارزان‌بها و رختخواب و چراغ و چوب‌رختىاى كه تمام مراجعان بدان هدايت ميشدند و در اينجا نيز خبره‌كارانى بودند كه با پرداخت انعامى مثلا اجرت يك سيگاركشى اضافه به متعه و تبانى با او چند نوبت مقاربت را با خانم رئيس همان يك سيگاركشى حساب ميكردند و تا موجب شگفتى نگردد كه چگونه كسى ميتواند در يك فرصت به چند نوبت مباشرت اقدام بكند ؟ بايد عجيب‌تر ز اين را مصدق ساخته بگويم در يكى از شب‌زنده‌دارىهاى اين محله مجادله‌ى صاحب‌خانه‌اى با مهمان مشاهده شد كه صاحب‌خانه اجرت همخوابى با پنج خانم را از وى مطالبه مينمود و او به چهار اقرار داشت كه خانم رئيس خانم‌ها را احضار نموده به پرسش و محاسبه برآمد و معلوم شد حق با صاحب‌خانه بوده ، اضافه بر آنكه با دو نفرشان هم مكرر داشته است ! و بايد گفت بىدردى و بىغمى كه چه نيروها ميدهد ! « 34 »
هامش
( 34 ) . در مشابهت به اين واقعه در كتابى خواندم كه در يكى از جنگهاى بين اسلام و كفر -