تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
دعافروش ، با معركه‌هاى گوناگون ، از ذكر معجزات على و قصه ، داستان‌هاى جوراجور ، آسمان ريسمان ، همراه فروش ( حرز جواد ) ها و امّ الصبيان‌ها و ( تيغ‌بند ) « 36 » هاى كاغذ زرورقى كه مردم را مشغول مىداشتند . مسجد سپهسالار و كوچه‌ى باريك پشت آن نيز مانند صحن مسجد شاه و كوچهء سيد اسماعيل يكى ديگر از محل‌هاى اجتماع مردم در اين ماه بود ، با اين تفاوت كه علاوه بر دادوستد مهر و تسبيح و قرآن و جزوه و غيره در كوچهء پشت آن ظروف مسى زيادى نيز براى فروش مىآوردند و پارچه‌هاى الوان پررنگ سبز و زرد و سرخ كه از در و ديوارهاى آن مىآويختند « 37 » ، مس و پارچه‌هائى كه مس‌هايش را براى نذر و وقف ميخريدند و پارچه‌هايش باب مازندرانىها بود كه تنها چنان پارچه‌ها را در آنجا ميتوانستند بدست آورند . صحن ( سيّد اسماعيل ) و ( پيرعطا ) و ( سيّد نصر الدّين ) و ( امام‌زاده يحيى ) و محوّطه‌ها و كوچه‌هاى مجاور آن‌ها هم از جاهاى ديگر تهران بود كه در ماه رمضان ، مردم در آن‌ها جمع مىشدند . اين اماكن يعنى سيد اسماعيل و پيرعطا و محل‌هاى گفته شده ، معمولا از ظهر ببعد تشكيل مىشد ، و اگر بساطهاى مسجد شاه براى مردها بود و متقاضيان آن را طبقه ذكور تشكيل ميدادند ، كسبه و دست‌فروش‌هاى اين مكان‌ها منجمله كولىها و معركه‌گيرها ، سفره ، بغچه ، كوله‌پشتىهاى خود را مخصوص زن‌ها ميگشودند و فقط زن‌ها و طبقهء نساء بودند كه دور آنها جمع ميشدند و بساط
هامش
( 36 ) . دعائى كه معركه‌گيرها ميگفتند آن را به گردن گوسفند بسته زير تيغش بيندازند يك مو از او بريده نخواهد شد ! ( 37 ) . داخل مسجد نيز زن‌ها از ظهر بيست و هفتم اين ماه به دوختن اشيائى كه ذكرشان خواهد آمد مىپرداختند و بيرون مسجد هم خياطهاى مزدىدوز با چرخهاى دستى و پائى خود كنار ديوار قطار شده ، دوختنىهاى زنها را مانند پيراهن مراد و غيره با گرفتن مزد انجام ميدادند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 340 | جعفر شهرى باف