همكار عزيزم آقاى حسين بختيارى نمايندهء وزارت فرهنگ و هنر و بازرس اعزامى به سيراف بود و از نزديك با كار هيئت آشنا بوده و نظارت كامل به حفارى داشته است بهتر ديدم كه راجع به كارگاه
O
و آرامگاههاى اجتماعى اين كارگاه نظريهء ايشان را عينا نقل كنم :
« بهنگام حفريات فصل ششم بندر باستانى سيراف ، در كارگاه
O
به مسائل تازه و پيچيدهاى برخورد شد كه حاليه اظهارنظر قطعى در مورد آنها چندان ساده نيست . كارگاه
O
در سراشيبى ارتفاعاتى قرار دارد كه مشرف به درههاى « كنارك » و « شيلاو » و تقريبا به فاصلهء 20 مترى شمال كارگاه
G
مىباشد . در اين منطقه آثار و بقاياى 40 ساختمان ملاحظه ميگردد كه در سال جارى اقدام به كاوش تعدادى از آنها گرديد . در فصل اخير تقريبا در 11 بنا كاوش به عمل آمد .
( ش 113 )
مصالح ساختمانى تمامى بناها از سنگ با ملاط گچ است . اكثر بناها داراى طرح و نقشهاى نسبتا مشابه بودهاند . اغلب آنها داراى راهروى ميانى و چهار اطاقك در زوايا كه با ديوارهاى باريكى از يكديگر منفك ميشدند ، در مواردى آثارى از يك پلكان در راهروى ميانى ديده مىشود كه احيانا به طبقات فوقانى راه ميداده است ! . ضمن كاوش در اين بناها به اسكلتهائى برخورد شد ليكن جهات آنها و وضعيت تدفين با يكديگر متفاوت بود . در چند مورد در كف اطاقكها قبورى تعبيه كرده و اموات را در جهات شمالى - جنوبى دفن كردهاند .
( ش 114 )
گاهى به نظر ميرسد كه تعدادى اسكلت را بدون در نظر گرفتن هيچگونه تشريفات مذهبى ! بر رويهم انباشتهاند . آثار و علائم نشان ميدهد كه بعضى از اسكلتها متعلق به طبقات فوقانى بودهاند ! .
( ش 115 )
قدمت اشياء بدست آمده از مجاورت اسكلتها به اوائل اسلام