نويسنده كه از اين دخمهها ديدن كرد در ميان هيچكدام از آنها بقاياى استخوان انسان را مشاهده ننمود ولى در بيشتر آنها آثار سكونت و زندگى انسانها پديدار بود زيرا احتمال دارد كه اين مغارهها گذشته از اينكه در دورههاى تاريخى و يا پيش از تاريخ بنا شده و مورد استفاده قرار گرفته باشند در دورههاى اسلامى نيز بعنوان محل سكونت مورد استفاده واقع شدهاند . اين مغارهها پناهگاههاى بسيار امن و خوبى براى مردم بزهكار و فرارى و بىپناه بودهاند . احتمالا پس از اينكه زلزلههاى شديد در اين بندر رخ داده و خانهها اغلب ويران شدهاند تعدادى از افراد كه بضاعت آنها كفاف ساختن خانهء تازه را نداده به اين مغارهها پناه برده و موقتا مدتى را در ميان آنها بسر برده باشند « 1 »
بنابر آنچه گفته شد شكى نيست كه بگوئيم در دوران اسلامى نيز اين مغارهها و دخمهها مورد سكونت قرار گرفتهاند ولى ساختمان آنها و تراش داخلى آنها براى امرى مهم بوده است كه در دورههاى پيش از تاريخ و نيز تاريخى انجام پذيرفته است .
سقف بعضى از اين دخمهها بلند است و به همين سبب اندكى شبيه دخمههاى دوره هخامنشى است . ولى نميتوان يقينا همه آنها را به اين دوره نسبت داد . گرچه با كشف اخيرى كه بوسيلهء دوست و همكار دانشمندم آقاى على اكبر سرفراز در برازجان ( 220 كيلومتر با سيراف فاصله دارد ) به عمل آمد و كاخ ساحلى داريوش بزرگ هخامنشى از دل خاك بيرون شد ، نفوذ تمدن اين دوره و دولت هخامنشى را در اين منطقه به خوبى ثابت مىكند و باحتمال قوى ممكن است اينطور تصور كنيم كه اقوامى كه تحت نفوذ تمدن دورهء هخامنشى قرار گرفته بودهاند
هامش
( 1 ) - امروزه نيز چند خانوار در دامنه اين كوهها زير همين پناهگاهها چادر زده و بزندگى خود ادامه ميدهند . اينها افرادى هستند كه ييلاق و قشلاق ميكنند ، زمستانها به اين بندر مىآيند و در اثر تنگدستى و نداشتن وسيله خانهبدوشند ( دام هم ندارند ) مردها كارگر هستند و زنها نيز هيزم جمع كرده و آتشى روشن ميكنند و غذائى براى بچهها و شوهران خود مىپزند . ( ش 69 و 70 )