تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
تبريز از اين حكم مستثنى خواهد بود . 27 شعبان 1326 محمد على شاه قاجار

جواب

/ 1 / مىگويد : « به اقتضاى حفظ نظم مملكت و دفع مفسدين و انجمن‌ها و اشخاص بىدين . » الخ . . . چنان‌چه كرارا حجج الاسلام عتبات - كه مرجع دينى شصت ميليون مسلمان اثنى عشرى هستند - كتبا و تلغرافا فرمودند كه قوام اسلام و حفظ شريعت و اجراى [ حدود ] الهى در انعقاد اين مجلس ملى است ، آيا انفصال چنان مجلس را دفع مفسدين مىگويند ؟ مبعوثينى كه براى تطبيق قانون محمدى - صلعم - حرف مىزند بىدين بودند ، يا مانع خودسرى درباريان ؟ آيا عالمى را مثل آقا سيد عبد الله و آقا سيد محمد - كه لواى حريت و اجراى امر قرآن را برافراشته بودند - مفسد بابى مىتوان گفت ؟ / 2 / مىگويد : « بيضهء مقدسهء اسلام را - كه از اولين فرائض و عقايد ماست - حفظ فرماييم . » الخ . . . مگر در مذهب شما ، ريختن خون مسلمانان ، سوختن قرآن و هدم خانهء خدا و طويله كردن مسجد سپهسالار را حفظ اسلام مىگويند ؟ مگر كسى كه دائم الخمر و گرفتار هر پست‌ترين شهوات باشد ، او را حافظ دين احمدى مىتوان گفت ؟ / 3 / مىنويسد : « حضرت احديت وجود مقدس ما را حافظ ملك و ملت . . . » الخ . . . اگر از ساير اعمال شنيعهء اين جاهل بىخبر اغماض شود ، همين ادعاى فرعونى را چه نامى بدهيم ؟ كفر نخوانيم ؟ تا حال هيچ نبى و ولى و امامى خود را به عنوان مقدس ياد نكرده ، زيرا كه قدسيت از صفات خاص الوهيت است . حضرت ختمى مرتبت به آن تقرب و مكانت « انا مثلكم » مىفرمايد ؛ عموم مجتهدين و تمام صلحا و عباد خود را داعى ، عبد ، حقير مىنامند . اما جناب محمد على شاه با آن همه فضايح اعمال معلومه ، خود را اقدس مىنامد و آقا سيد محمد را بىدين مىگويد . خيلى خوب جناب اقدس ! كجاى قدسيت شما تجويز كرد كه مبعوثين ملت و علما و سادات مسلمين را بزنيد ، ببنديد ، بكشيد ، نفى كنيد ، ريش كنيد ؟ گيرم اين‌ها مقصر دولت و مجرم سياسى بودند ، در قانون كدام دولت مسلم و غيرمسلم ، در شريعت كدام رسول و فتواى كدام مجتهد دين‌دار ، بلامحاكمه ، بلاثبوت ، جرم بلاسؤال و جواب ، كشتن ، زنجير كردن ، دار كشيدن و ساير فجايع شما را اذن مىدهند ، مگر دين مخصوص شيخ نورى و فيض اقدسيت شما ؟ و اگر شما به قانون شريعت اعتقاد نداريد ، اقلا پيرمرد بودند ، احترامشان در نزد هر قوم