در روضه الصفا كه قريب به يك قرن بعد نوشته شده قيمت بالش طلا پانصد دينار تعيين گرديده است .
ضمنا اضافه مىنمائيم كه بهموجب ياساى چنگيزخان ديه خون يك فرد مسلمان چهل بالش بود ( رشيد الدين . جامع التواريخ ( كريمى ) . جلد اول ص 488 )
( براى بحث دربارهء بالش . ر ك به پىنوشتهاى جلد دوم ص 196 و جلد چهارم ص 112 . كتاب :
( Yule ; Cathay And the Way Thither . Ed Cordier . 1915 .
شمارهء 44
غذاى روزانه فيل برنج پخته با بن شن ( حبوبات ) كه آن را به هندى كچرى
( Cutcherry )
گويند تشريفات خاصى دارد . عبد الرزاق مينويسد : « فيلان درگاه را كچرى دهند . چنانچه كچرى پزند و پيش فيل از ديگ بيرون كرده نمك ريزند و شكرترى ( سفيد ) پاشيده ممزوج سازند و قلولهها هريك نزديك به 2 من در روغن فرو برده در دهان فيل نهند .
و اگر ازينها يكى فوت شود فيل قصد فيلبان كند و با پادشاه قهر كند روزى دو نوبت اين غذا دهند و هر فيل را خانه جدا باشد » . ( مطلع السعدين و مجمع البحرين . كتاب ياد شده . جلد 2 - ص 803 )
در زمان اكبر پادشاه جيره روزانه هر فيل « 5 سير شكر 4 سير روغن نيم من ( شاه ) برنج مخلوط با فلفل قرمز و قرنفل و ادويه ديگر » تعيين گرديده بود .
( آئين اكبرى . چاپ نول كشور جلد اول ص 130 )
شمارهء 45
ماچين « مخفف مهاچين بمعنى چين بزرگ . ظاهرا اين نام در قديم الايام يا لااقل از قرن هفتم ميلادى ببعد متداول بوده است . و مؤلفى چينى در اين دوران مىنويسد كه كشور ميانه [ چين ] را به زبان وحشىها [ خارجيها - احتمالا هندوها و ايرانيان ]
Mohochintan
[ مهاچينستان ] مىگويند » .
( Sylvain Levi ; Wang Hiuen - tse ? . Journal Asiatique . 1900 )
نزد بعضى از جغرافىنويسان مثل اصطخرى لفظ ماچين به قسمت شمالى چين اطلاق مىگرديده است ( مسالك و ممالك . ترجمه فارسى . تصحيح افشار . تهران 1347 . ص 37 )
در صورتى كه نزد ديگران به صواب نواحى جنوبى چينماچين خوانده ميشد .
رشيد الدين در ذكر پادشاهان ماچين كه از « سال بوزينه موافق سنه 658 ه ( 1260 م ) تا انتهاى مورين ئيل ( سال اسب ) مطابق سنه 693 ه ( 1294 م ) معاصر قوبيلاىقاآن » بودهاند از ليزون و توزون و شوچو نام مىبرد و مىنويسد كه چون 2 سال از پادشاهى شوچو « بگذشت لشكر قوبيلاىقاآن ، آن ملك را به كلى بستدند » .