تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأرواح ( فارسى ) — صفحة مقدمه 5

مساهمون:

صمقدمه ٥

پيشگفتار انجمن

به نام خداوند جان و خرد
صوفيّة ما رضوا للصّوف نسبتهم * حتّى ادّعوا أنّهم من طاعة صوفوا
صوفيان خشنود نبودند كه به جهت پشمينه‌پوشى به پشم ( - صوف ) منسوب گردند ، بلكه اظهار داشتند كه با پيروى از فرمان خداوند تصفيه گرديده و صوفى شده‌اند . ( صوفى فعل ماضى مجهول از مصدر مصافات از ريشهء صفا ) جريانى كه در تمدّن اسلامى تحت نام « صوفيّه » يا « تصوّف » پيدا شد ريشه‌هاى گوناگونى دارد و آبشخورهاى فراوانى را مىتوان براى آن يافت . در مرحلهء اوّل قرآن كريم است كه در موارد متعدّدى مسلمانان در آن تشويق شده‌اند تا جهت تقرّب به خداوند و نزديكى با ذات واجب الوجود به تصفيهء روح و تزكيهء نفس بپردازند و حتّى مرتبهء اين تصفيه در آيهء شريفهء :
يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ *
( آل عمران 3 / 164 ) پيش از تعليم قرار گرفته است ، زيرا كتاب و حكمت در بسترگاه تيره و آلوده هيچ‌گاه قرار نمىگيرند .
تا نباشى آشنا زين پرده رازى نشنوى * گوش نامحرم نباشد جاى پيغام سروش حكمت نشود يكتا مر طبع شما را * تا در طلب مال شما پشت دو تأييد
پيشينيان ، اين تصفيه و تزكيهء روحانى را به پالودن و پاك كردن بدن مانند كرده‌اند كه بدن آلوده و معدهء ناپاك دارو و غذا را نيز فاسد مىسازد و موجب تباهى بدن و آلودگى تن مىشود : الأبدان الغير النقيّة كلّما غذوتها ازدادت شرّا از همين روى تعليم ارواح ناپاك و نفوس آلوده را به « تيغ دادن در كفّ زنگى مست » و يا « چراغ در دست دزد نهادن » مانند كرده بودند .
تيغ دادن در كف زنگى مست * به كه افتد علم را ناكس بدست