بدين صفت بنا كنم . در حال فرمان داد مسجدى بنا كردند و منارهاى هم بدان شكل بر كنار آن بساختند .
( 117 / 17 ) - خواجه حسن ميمندى - مراد احمد بن حسن ميمندى شمس الكفاة است ( ف 424 ه ) كه وزير سلطان محمود بود و در اينجا به قاعدهء « تسميهء پسر به نام پدر » او را حسن خوانده است . نظير آن در اين كتاب بسيار است و هم در غالب كتب ادبى مانند چهار مقاله ديده مىشود ( ر . ك . حواشى چهار مقاله ، مرحوم دكتر معين ص 45 و 279 ) .
( 118 / 9 ) - القول كاللّبن . . . اين بيت را بىذكر نام گويندهء آن در ص 85 « منتخب من اشعار العرب » ديدم . در نسخه ما « بر دو كيف برد » نوشته شده بود كه تصحيح گرديد .
( 118 / 10 ) - ضمير دل . . . از بوستان سعدى است . ر . ك . بوستان ص 68 و 636 .
( 118 / 15 ) - و ما السّلطان . . . ر . ك . حواشى ص 72 .
( 119 / 6 ) - بالعدل قامت . . . ر . ك . شرح احاديث و امثال ص 359 اين عبارت در تفسير مواهب عليّه ( ج 2 ص 287 ، از ملا حسين كاشفى به تصحيح دكتر جلالى نائينى ) بىذكر مآخذى آمده و دو بيت زير متعاقب آن نقل شده :
آسمان و زمين به عدل به پاست * حق ز شاهان به غير عدل نخواست
گر نباشد ستون خيمه به جاى * كى بود خيمه بىستون بر پاى
در لطائف الحكمة ص 229 نيز عباراتى نظير آن « العدل ميزان اللّه فى الارض » آمده .
( 120 / 3 ) - تا در كلّ ممالك . . . در اينجا حدود چند صفحه مطالب با تغيير در عبارات و حذف و اضافات مأخوذ از مرصاد است ( ر . ك . مرصاد ص 218 تا 432 ) .
( 121 / 22 ) - اى به هزار جان . . . ديوان خاقانى ص 460 مصحّح دكتر سجّادى .
( 122 / 9 ) - تشمّر از ساق جدّ . . . اشاره است به اين خبر كه در غرر و درر آمدى ش 2205 . آمده . التّشمّر للجدّ من سعادة الجدّ . يعنى دامن به ميان زدن براى كار و كوشش از خوشبختى است .
( 124 / 4 ) - ارباب حكمت . . . مضمون اين حكايت در اخلاق محسنى ص 38 نيز آمده ظاهرا هر دو از سعدى گرفتهاند ( ر . ك . بوستان ص 167 ) .
يكى بر سر شاخ بن مىبريد * خداوند بستان نظر كرد و ديد الخ