« ثقلين » « 1 » و شرح دو آيهء
« هَلْ أَتى »
و « انما » « 2 » كه به قول مفسّران در شأن على ( ع ) نازل شده و دعا كردن پيغمبر در حقّ على و خطاب « انت خير الوارثين » به دو و ذكر حديث رسول اكرم در غزوهء خندق در فضيلت او كه جنگ على در روز خندق از اعمال امّت من تا روز قيامت ثوابش بيشتر است .
2 - نقل حديثى از جابر انصارى كه آورده است . پيغمبر اكرم با على راز مىگفت ، عمر در رسيد و عرض كرد : يا رسول اللّه ، بىما با على راز مىگويى و با او تنها خلوت مىكنى ؟
رسول فرمود : اى عمر ، خداى على با على راز مىگويد من چرا نگويم ، و عمر از گفتهء خود پشيمان شد . « 3 »
3 - نقل از واقعهء خيبر چنان كه در كتب شيعهء اماميّه آمده به تمامه و كماله و ذكر اين حديث را از رسول اكرم كه فرمود : فردا رايت را به دست كسى مىدهم كه كرّار غير فرّار باشد ، دوست مىدارد خدا و رسولش را و دوست مىدارند خدا و رسول او را ، باز نمىگردد تا فتح كند خدا به دست او . ص 172 و قول پيغمبر در حقّ على كه فرمود « يا على قد رضى اللّه عنك و رضيت عنك » و ذكر داستان فدك و حجّتى كه رسول اكرم براى دخترش فاطمه در اين باب نوشت ، و پاى نهادن على ( ع ) بر دوش پيغمبر براى افگندن بتان از بالاى كعبه ( ص 189 ) - و شنيدن ندايى از سروش در بين زمين و آسمان كه گفت : « لا سيف الّا ذو الفقار ، لا فتى الّا على » ص 111 و مطالب بسيار ديگر در فضائل آن بزرگوار .
4 - ضمن شرح و استدلالى تصريح به اين عبارت كه « تقدّم ابو بكر و عمر و عثمان ( در امر خلافت ) قادح افضليّت امير المؤمنين على نيست . »
5 - در باب كفر ابو طالب آورده است كه « ائمّهء اهل بيت اتّفاق دارند كه ابو طالب مسلمان درگذشت و خلاف اهل بيت در اسلام خلافى معتبر است و چگونه نباشد كه امام ابو حنيفه گفت : افضل همهء عالم امام جعفر صادق است . . . » سپس عقيدهء خود را دربارهء
هامش
( 1 ) - انّى تارك فيكم الثّقلين . . . در بيان اين حديث سخن مؤلّف را با آنچه در كتب اماميّه آمده اختلافى است ، رجوع ص 227 و 80 مقصد الاقصى .
( 2 ) - مراد آيه 2 س 76 و آيه 60 س 5 مىباشد .
( 3 ) - ر . ش . به ص 199 كتاب مذكور نسخه عكسى مضبوط در كتابخانهء دانشگاه تهران .