مىكنيم و به دانش و كمال و مذهب و اعتقادات و ذكر آثار و تأليفات او كه غايت مرام و جان كلام است مىپردازيم .
اعتقادات و مذهب و مشرب
- كمال الدّين حسين خوارزمى ، عارفى نيكواعتقاد بود و مسلمانى پاك نهاد ، از مخلصان خاصّ على مرتضى و خاصّان صافى اخلاص ائمّهء هدى . روايات و حكايات و اخبار و عباراتى را كه در لابهلاى كتاب از آنان آورده ، اشعار و قصايدى را كه در مناقب اسد اللّه الغالب علىّ بن ابى طالب و امام ثامن ضامن على بن موسى الرّضا سروده بهترين گواه اين مدّعاست .
همچنين دقايق اعتقادات و نكتههاى دلاويز افكار و سخنهاى او را از مندرجات كتاب المقصد الاقصى فى ترجمة المستقصى به خوبى مىتوان دريافت كه به راستى تأليفى منيف و اثرى شريف است و شرح آن در ذكر آثار و تأليفات او بيايد .
نگاهى به مجموعهء اشعار او كه به نام ديوان منصور حلّاج مكرّر به طبع رسيده ، ما را با عقيده و افكار و حقايق اعتقادات مذهبى او به خوبى آشنا مىسازد . از آن ميان يكى قصيدهاى است كه در نعت حضرت مصطفى و على مرتضى سروده كه براى گواهى سخن و نيز تبرّك و تيمّن را ، چند بيتى از آن زينتبخش اين اوراق مىگردد :
اى وجودت مظهر اسماى حُسنى آمده * وى ز جودت عالم و آدم هويدا آمده
بر قد قدرت لباس صافى « لولاك » چُست * و ز « لعمرك » بر سرت تاج معلّى آمده
سوى اقليم وجود از ظلمتآباد عدم * نور ذاتت رهنماى كلّ اشيا آمده
ظاهرت مجموعهء مجموع عالمها شده * باطنت مرآت ذات حق تعالى آمده
تا آنجا كه گريز به مدح سرور اوليا زند و گويد :
آن ولىّ حق وصىّ مصطفى كز فضل او * اهل گيتى را به درگاهش تولّا آمده
آفتاب آسمان قدرى كز ابر دست او * برقهاى آبگون بر فرق اعدا آمده
نور چشم دين و ملّت هست سبطينت كه هست * خاك پاشان توتياى چشم جوزا آمده
مشترى خاكپاشان زهرهء زهرا شده * زانكه هر يك قرّة العينين زهرا آمده الخ . . .
در نظر خوارزمى حقيقت معرفت و اساس عرفان در تولّاى على و مهر خاندان نبى است ، و معتقد است بهترين پير طريقت و راهنماى انسان براى رسيدن به حقيقت ، دوستى شاه ولايت است كه اگر مهر و محبّت او در دلى پرتو اندازد و سالكى در متابعت او به