تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
نيز ( جسم است و ) جسميّت هر دو را در بر « 1 » گرفته است ، بدانچ اين هر دو اندر [
a
14 ] مكان‌اند ، و هر دو را جزوها ، و هر يكى را ازين دو ضدّ طول و عرض و عمق است . و هر كه گويد « جسميست نه چو اجسام » گفته باشد كه جسم است نه چو جسم ، و اين قول باطل و بىمعنى باشد ، همچنانك اگر كسى گويد مردم « 2 » است نه ( چو ) مردم ، يا گويد آتش ( است ) نه ( چو ) آتش ، باطل گفته ؛ و چو جسم آنست كه او را طول و عرض و عمق است « 3 » ، كسى كه گويد « 4 » « جسم است » گفته باشد جوهريست « 5 » با طول و عرض و عمق ، و چو بر عقب اين گويد « نه چو جسم‌ها » گفته باشد كه اين جوهر با طول « 6 » و عمق و عرض را نه طول است و نه عمق ( و نه عرض ) ؛ و اين قولى باطل و متناقض باشد . و امّا دليل بر آنك قول اين گروه بدانچ همىگويند خداى عالميست « 7 » نه چو علما و قادريست نه چو قادران و زنده‌ايست نه چون زندگان « 8 » ، محال است آنست كه گوييم : از مردمان بهرى علمااند بقول خداى تعالى كه ( از ) بنى اسرائيل گروهى ( را ) علما گويد « 9 » بدين آيت : قوله
« أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ . »
« 10 » پس بپرسيم ازين متكلّمان « 11 » كه چه گوييد « 12 » كاين گروه كه خداى مر ايشان را علما گويد « 13 » ، علمى دانستند كه آن خلاف علم خداى بود ؟ اگر گويند كه علم ايشان موافق علم خداى بود ، اقرار كرده باشند كه خداى تعالى اندر آن علم همچو ايشان بود ، بىهيچ خلافى ؛ و قول
هامش
( 1 ) دربر : زيرA( 2 ) مردم : مردمىA( 3 ) عمق است : + وA( 4 ) كه گويد : كونهA( 5 ) جوهريست : دهريستA( 6 ) با طول : + طولA( 7 ) عالميست : عالمستA( 8 ) زندگان : زندگانىA( 9 ) گويد : گويندA( 10 ) سورهء 26 ( الشعراء ) آيهء 197 ( 11 ) متكلمان : متكلمA( 12 ) گوييد : كوىA( 13 ) گويد : گويندA