مشكل بر اهل تقليد ، و تبطيل توحيد ايشان قول خدايست كه همىگويد :
قوله تعالى
« وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ . »
« 1 » همىگويد خداى تعالى : كافران قدر او ندانستند و زمين بروز قيامت اندر مشت او باشد ، و آسمانها بدست راست او اندر نوشته باشد . اندرين آيت چنان پيداست كه زمين بروز قيامت اندر قبضهء دست چپ خداى [
a
13 ] باشد ، از بهر آنك همى آسمانها را اندر دست راست ياد كند « 2 » ، و چون يك دست را بدست راست تخصيص كرد دست ديگر چپ باشد .
( 39 ) اهل تفسير خودرايان « 3 » گفتند : ما بدين آيت بگرويم « 4 » ، و لكن تفسير آن ندانيم ؛ و اقرار بنادانى جهل باشد نه علم . پس اين گروه كه قول خداى را همىندانند ، خداى را چگونه دانند ؟ و چو اهل تقليد همى دعوى كنند كه ما بر ظاهر كتاب كار كنيم ، كتاب را بمذهب ايشان تأويل نيست .
پس مر خداى را بمذهب ايشان دست راست و دست چپ و روى و چشم و پهلوى ( است ) و خداى تعالى از جايى بجايى شود چنانك همىگويد : قوله
« وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا . »
« 5 » و اين همه صفات مخلوقات است . و اين همه آيت بريشان لازم كردست كه ايشان مشبّهاند « 6 » نه موحّداند « 7 » ، از بهر آنك بتفسير مقرّاند و نبايد ايشان را كه گويند « ما نگوييم كه خداى را سبحانه اين جوارح
هامش
( 1 ) سورهء 39 ( الزمر ) آيهء 67
( 2 ) ياد كند : باذ كنندA( 3 ) خودرايان : جودرابانA( 4 ) بگرويم : بكرديمA( 5 ) سورهء 89 ( الفجر ) آيهء 23
( 6 ) مشبه : مسبههA( 7 ) موحداند : موحد اندرA