از زير قصور و اشجار آن جويهاى آب
خالِدِينَ فِيها
حالكونى كه جاويد ماندگانند در آن بهشتها
أَبَداً
هميشه و اين كلمه براى تأكيد خلود است
ذلِكَ
اين تكفير سيئات و ادخال در جنتهاى دائمى
الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
رستگارى بزرگست زيرا كه جامع مصالح است از دفع مضار و جلب منافع
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
و آنان كه نگرويدند بوحدانيت خداى تعالى و تكذيب كردند آيتهاى ما را
أُولئِكَ
آن گروه
أَصْحابُ النَّارِ
ملازمان آتش دوزخند
خالِدِينَ فِيها
حالكونى كه باقى - ماندگانند در آن نار
وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
و بد جاى باز گرديدنست دوزخ
ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ
نرسد به هيچ كسى مصيبتى از مصيبتها مانند بيمارى و فقر و موت اهل و مانند اينها
إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
مگر بفرمان خداى تعالى كه براى صلاح بندگان و به جهت امتحان ايشان بصبر و شكر اين مصايب را بايشان مىرساند و ميتواند كه مراد از مصيبت آزارى باشد كه مردم به يكديگر ميرسانند بنا برين مراد از اذن تخليه و خذلان خواهد بود به اين معنى كه نيست هيچ تعبى و آزارى كه مردم به يكديگر ميرسانند مگر بسبب تخليه و واگذاشتن خداى تعالى ايشان را و ترك حفظ خود از ايشان و گويند كه مراد از اذن علمست و بعضى گفتهاند كه باذن اللَّه اى : بتقديره و مشيته و به اين معنى مصيبت را بهر معنى كه بگيرند مخالف اصلى از اصول نخواهد بود
وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ
و هر كه بگرود بوحدانيت خداى تعالى
يَهْدِ قَلْبَهُ
ثابت گرداند خداى تعالى دل او را بر ايمان چنانچه در حين عروض شدائد و مصائب زبان را بكلمهء استرجاع گشايد
وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
و خداى تعالى بر همه چيز داناست پس ميداند حال قلوبى را كه لايق هدايت باشند و لايق آن نباشند
وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ
و اطاعت كنيد خداى تعالى را و اطاعت كنيد رسول خداى تعالى را در اوامر و نواهى
فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ
اى : فان توليتم فلا بأس على الرسول اذ وظيفته التبليغ و قد بلغ يعنى پس اگر روى بگردانيد از اطاعت رسول درين بأسى و