معقول نبود ، چنانچه بنى اسرائيل سؤال از نقل قوتى بقوتى ديگر كردند و گفتند : « 1 » «
لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ
» و مع هذا مستحق عقاب و سلب حيات نشدند .
و از روايت على بن ابراهيم چنين معلوم مىشود كه سؤال از رؤيت ، آن هفتاد كس كردند چنانچه حديث حضرت ابى الحسن الرضا عليه السّلام نيز دالّ بر اينست ، و اين معنى منافات دارد با آنچه على بن ابراهيم درين مقام روايت كرده كه آن هفتاد كس انبياء مبعوث شدند ، زيرا كه انبياء قبل از بعثت و بعد از بعثت بايد كه معصوم باشند مگر آنكه گفته شود كه سؤال رؤيت آن هفتاد كس چه از براى خود و چه از براى موسى باغواى قوم ايشان بوده نه از جهت خواهش نفسانى .
چون موسى با بنى اسرائيل عبور از درياى مصر كه درياى نيل است كردند و فرعون و فرعونيان هلاك شدند امر شد بنى اسرائيل را كه داخل ارض مقدسه شوند ، بنى اسرائيل حكم الهى را نشنيدند بنا بر اين بصحراء تيه خالى از آب و دانه افتادند پس حق تعالى بطريق امتنان بر ايشان ميفرمايد كه :
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ
و سايبان ساختيم بر سر شما ابر را در صحراء تيه تا از حرارت آفتاب محفوظ مانيد
وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ
و فرو فرستاديم بر شما ترنجبين را . و
فى الحديث : « المن الترنجبين ، يسقط على شجرهم فيتناولونه »
و
عن الامام جعفر الصادق عليه السّلام : « ان المن كان ينزل عليهم من طلوع الفجر الى طلوع الشمس ، فمن نام فى ذلك الوقت لم ينزل نصيبه »
وَ السَّلْوى
و نازل كرديم مرغ برشته را كه گوشت آن أطيب گوشتها بود ، و آن را سمانى « 2 » نيز گويند . و
فى رواية « ينزل عليهم بالليل المنّ فياكلونه ، و بالعشى يجيء طائر مشوى فيقع على موائدهم ، فاذا أكلوا و شبعوا طار عنهم »
يعنى ترنجبين در شب نازل ميشد و مرغ برشته در وقت عشا طيران كرده بر سر مائدهء ايشان حاضر ميشد ، پس چون ايشان از آن مرغ ميخوردند و سير ميشدند آن مرغ پرواز كرده ميرفت و باز در وقت موعود بر
هامش
( 1 ) - آيهء 161 از همين سوره .
( 2 ) - بضم سين و در آخر آن الف مقصوره نام مرغى است از « قواطع » كه مأوى نميگيرند .