كلام مبنى بر تحكّم است ، تا دلالت كند بر انحصار « 1 » همّت و شفاء نهمت ايشان بر طلب دنيا از جلب نفع و دفع ضرّ
« إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ »
( اى تذكرت لهم فى دلايل التّوحيد و العدل و النبوّة و المعاد و القصص و التكاليف و العبادات ) يعنى مشكل است بر مناقب عظيمه « 2 » و مطالب جسيمه ، اين درّ ثمين كه در قعر درياى غيب مخزون بوده بسياست « 3 » نبوّت بساحل عالم شهادت آورده و در برابر سعى مشكور هيچگونه عوضى منظور نى ، اگر چراغ هدايت در طريق معاملت برافروخته بودى و دليل عقل بدرقه سبيل مسالك مطالب ايشان گشتى لا بد تلقى به اين قول نموده از طريق تمرّد انحراف نمودى و توسّل بعروة الوثقى اين حبل متين نموده و در مدارج معارج وصول به ذروهء حقايق ترقى يافتى « 4 » .
* * *
ز بهر آنكه تا بالا روند افتادگان زين چه * رسن آمد فرود و كرد ايزد نام فرقانش
چه سود از حفظ قرآن خواجهء بر [ پرخشم ] شهوت را * كه چرم خوك و سگ جلد است بر اوراق ديوانش
قوله تعالى
« وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
اى بسا دلايل و حجّتهاى ظاهره و باهره بر وجود صانع جلّ و علا و حكمت بالغه و قدرت شامله او سبحانه و تعالى ، در هفت آسمان و زمين
« يَمُرُّونَ عَلَيْها »
كه مىگذرند بر آن آيات اين كافران يعنى مىبينند لكن در آن تأمّل نمىكنند و تدبّر نمىنمايند و از آن عبرت برنمىدارند
« وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ »
اى لا يتفكرون فيها و لا يعتبرون
« وَ ما يُؤْمِنُ
هامش
( 1 ) - ح : انحصار همت و به شقاء تهمت .
( 2 ) - ح : ما بر مناقب عظمت و مطالب حشمت .
( 3 ) - ح : به سباحت نبوة .
( 4 ) - ح : طرفى يافتى .