تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦

تفسير بقيه آيات و نتايج اخلاقى حاصل از آن

قال اللّه سبحانه و تعالى
« ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ »
اين حديث يوسف از خبرهاى غيبى است كه تو نديده و ندانسته بودى كه پيغام مىدهم به تو تا زيادت معجزهء تو باشد مر ترا
« وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ »
و تو نبودى نزد ايشان يعنى برادران يوسف عليه السّلام
« إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ »
كه جمله كردند رأيهاء خود را و به يكى باز آوردند و بر آن جازم شدند
« وَ هُمْ يَمْكُرُونَ »
و ايشان بمكر و ساز بد « 1 » باز آوردند يعنى به افكندن يوسف در چاه
« وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ »
و نيستند بيشتر مردمان هر چند حرص‌ورزى بر ايمان ايشان يعنى مبالغه كنى در دلالة ايشان بر گروندگان به تو ، يعنى ايمان نخواهند آورد به تو
« وَ ما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ »
و تو نمىخواهى از ايشان در برابر ابلاغ رسالت و دلالت بر ايمان هيچ مزدى ، يعنى ايشان را نه زيان تن است و نه نقصان مال پس قبول ناكردن ايمان را سبب چيست ؟
« إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ »
نيست اين پيغام مگر پندى از اللّه تعالى مر اهل عالم را . قوله تعالى
« ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ »
علماء تفسير قدّس اللّه ارواحهم مىگويند : كه جماعتى از منكران بر سبيل امتحان از حضرت رسالت ( ص ) واقعهء يوسف و جهت انتقال بنى اسرائيل از كنعان بمصر استفسار مىنمودند ، چنانچه در سبب نزول اين سوره در صدر كتاب مبيّن گشت و حضرت رسالت ( ص ) به مطالعهء كتب ما تقدّم و تلمّذ علما و اهل كتب نپرداخته بود و بمقتضى
هامش
( 1 ) - ح : ساز بد آوردند :