تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 783

مساهمون:

ص٧٨٣
اگر ملكت ز ماهى تا به ماهست * سرانجامت بر اين دروازه راهست
ز هر چيزى كه دارى كام و ناكام * جدا مىبايدت شد در سرانجام
چنين عمرى كه زو جان تو شاد است * چه مرگ آيد بجان تو كه باد است
اگر سدّ سكندر پيش گيرى * ز وقت خود نه پس نه پيش ميرى
فروانديش تا چندين زن و مرد * كجا رفتند با دل‌هاى پردرد
همه صحراى عالم جاى تا جاى * سراسر خفته مىبينم سراپاى
مرا بارى دل از گردون فرومرد * ز بس كس كو برآورد و فروبرد
كرا اين گنبد گردون برآورد * كه نه در آخرش از جان برآورد
بتر زين در زمانه فتنهء نيست * كزين چنبر كسى را رخنهء نيست
اگر خواهى كزين زندان برآئى * هم از اوّل قدم از جان برآئى
جهان را بر كسى غم‌خوارگى نيست * كه كس را چاره جز بيچارگى نيست
منقولست : كه چون طاير رفيع شأن منيع القدر روح مباركش از قفس قالب