و شرف رتبت وصول ميسر گردد كه
« لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى »
« 1 » و زيادت .
لطيفه ديگر هم درين باب بشنو - اگر در ديگى گوشت و برنج و نخود و ديگر حوائج در آرى و ادوات طبخ همه « 2 » مهيا دارى تا در وى نمكى نباشد آن طعام در مذاق اهل وفاق لذتى ندهد ، كذلك اگر در ديگ دل تو « 3 » دوستى حق تعالى و دوستى همه پيغمبران عليهم السلام باشد تا نمك محبت محمدى عليه الصلوات الابدى در آن دل نبود شرف قبول الهى جل جلاله درنيايد .
لطيفهء ديگر درين باب بشنو : اهل تحقيق گفتهاند كه خواجه عليه السلام خود را به نمك نسبت كرد و حقيقت آنست كه يكمن نمك مثلا با يكمن آب بياميزى چنان كه آن نمك در آن به تمام بگدازد و وزن و ثقل « 4 » خود را به تمام در آن آب مضمحل سازد و به جائى رسد كه چون به ميزان عدل وزن كنى همان يك من آب بيش نباشد . اى درويش هيچ ندانم تا آن يك من نمك كه پيش از ملاقات آب داشت اكنون كجا شد و همچنين نمك وجود محمدى صلى اللّه عليه و آله و سلم در آب شهود احدى جل جلاله برين منوال تصور كن كه اين هر دو با هم چنان آميختهاند كه ثقل بشريت و ثقل هستى مجازى را در آن ميزان هيچ وزنى نمانده .
« إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ »
دليل اين معنى است
« وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى »
شاهد اين دعوى است .
رقّ الزّجاج و رقّت الخمر * فتشابها « 5 » فتشاكل الامر
فكانمّا خمر و لا قدح * و كانّما « 6 » قدح و لا خمر
هامش
( 1 ) - د - ح : كه للذين أحسنوا الحسنى و زيادت هم درين بابت شنو .
( 2 ) - د - ح : بدون همه
( 3 ) - د - ح : دوستى دل
( 4 ) - د - ح : وزن ثقل وجود و ثقل هستى خود .
( 5 ) - د : فتكاشف الامر .
( 6 ) - د : بيت دوم ندارد .