حسنت باتفاق ملاحت جهان گرفت * آرى باتفاق جهان مىتوان گرفت
اى عايشه بنام يوسف قرعهء حسن آمده و بنام من حسن خلق « 1 » رقم حسن و جمال بر عنوان منشور يوسف ( ع ) بركشيدند ، تا فتنهء عالميان شد ، و علم فضل و كمال بر قصر خوشخوئى ما برافراشتند تا رحمت عالميان گشتيم كه
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ »
.
عايشه گفت : پس چرا از خوى « 2 » خود نگوئى ، گفت اگر من نگويم جبّار عالم و تقدس و تعالى مىفرمايد كه
« وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
ايشان درين مناظره بودند كه جبرئيل امين از سدرة المنتهى در رسيد كه يا رسول اللّه چنانچه امروز عايشه را با تو مناظره افتاده ، نور يوسف را با نور تو مناظره افتاده است ، كيفيت آن را از جبرئيل سؤال فرمودند او گفت : نور ترا با نور يوسف قرعه زدند ، حسن و جمال يوسف را رسيد اما بها و نور و شرف و قوت و شجاعت و خرد و هيبت و عز و همت و زهد و عبادت و حوض و شفاعت و مسألت و اجابت و قبول دعوت و قران و قبله و امانت و ديانت و فراست و رياست و ايمان و فضل و احسان و نامه و عمّامه و تاج و سيف و قضيب و رداى و فرس « 3 » و رضا و صبر و قناعت و شكر و حمد و ذكر و جزاء « 4 » و فى و كام « 5 » روى و لواء محمود و حوض موعود « 6 » و مقام « 7 » محمود و محضر مشهود و دارالسلام و قباب و نيام « 8 » و ازواج « 9 » و اكرام و ولدان و خدام و رفعت نام و حسب و نسب شريف و معروف و ثمرهء مبارك و شجرهء راسخه و علو درجات و زبان فصيح و كلام صحيح و حسن مليح و دل حضور و تن صبور و كرم ظاهر و شرف فاخر و كف بذل
هامش
( 1 ) - د - ح : اى عايشه قسمت حسن و جمال بنام يوسف آمد و بنام من حسن خلق .
( 2 ) - د - ح : از خوبى خود .
( 3 ) - د : فرس نجيب .
( 4 ) - چ - ح : جزء وافى
( 5 ) - د : و كاس از وى .
( 6 ) - د - ح : مورود
( 7 ) - د - ح : دو مقام .
( 8 ) - خيام .
( 9 ) - د : و ازواج كرام .