تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
خداوندا ، اگر اين بضاعت مزجات قابل ثمن چمن جنّت نيست ، بارى چه كم گردد از آنكه سائلان را از خوان كرم و احسان نصيبى عطا فرمائى ؟ كه هم خود فرمودهء
« وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ »
. برادران يوسف پيش تخت او بايستادند ، فردا گدايان محمّدى ( ص ) نزد عرش مجيد بايستند ، ايشان يك‌بار يوسف را عزيز خواندند ، ما چندين سالست كه خداى خود را عزيز خوانديم
« الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ »
ايشان نزد عزيز خود زارى كردند كه
« مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ »
ما نيز نزد عزيز خود جلّ جلاله زارى كنيم
« رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا »
ايشان نان طلبيدند
« فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ »
ما غفران طلبيم
« غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ »
ايشان نان يافتند و ديدار يوسف بر سر ، ما نيز چنان يابيم ، و ديدار سلطان جلّ ذكره بر سر
« لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى »
و زيادة . قوله تعالى
« قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ »
. بدانكه يوسف اين سؤال از برادران بر سبيل عتاب كرد ، امّا در ضمن آن انواع كرم مندرج بود زيرا كه پرسيد هيچ مىدانيد كه با يوسف چه كرديد ؟ تا جواب اين آسان باشد و اگر پرسيدى « لم فعلتم بيوسف ما فعلتم ؟ » يعنى چرا با يوسف اين معامله پيش برديد ؟ از عهدهء جواب آن بيرون آمدن نتوانستندى . كذلك حضرت جلال احديّت جلّ ذكره در قيامت با بندگان خود همين معامله پيش برد ، از عاصيان سؤال نكند كه « لم فعلتم هذه الذّنوب ؟ » اين گناهان چرا كرديد ؟ كه هيچ كس طاقت اين جواب ندارد ، بلكه چنين سؤال خواهد كرد « هل فعلتم هذا ؟ » آيا چنين كرديد ؟ تا گويند آرى ، فرمايد آمرزيدم . تمهيد - بدانكه علما را اختلافست كه اين كلمه از صدّيق در چه وقت بظهور آمد ؟