اشارهء ديگر - اولاد يعقوب گفتند : اى يوسف ما بضاعتى داريم كه از ما هيچكس قبول نمىكند و ليكن ترا قبول بايد كرد .
فرمود : مگر من از همه كس زبونترم .
گفتند : نى تو از همه كريمترى .
بضاعت معيوب را كريمان خريدارى كنند ، اى عزيز بضاعت ما ناقص است و ليكن در عوض آن طعام تمام بايد داد
« فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ »
بلكه بر آن همه مىبايد افزود
« وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا »
.
گفت : اى عجب متاع ناقص را بهاى كامل مىطلبيد .
گفتند : آرى تو غنى و ما فقيريم تو محتشمى و ما حقير ، اغنيا صدقات ، به فقرا دهند و بضاعت معيوب را كريمان خرند و بهاى پسنديده بكمال در برابر آن كرم فرمايند .
نظير اين آنكه حقّ تعالى جلّ ذكره فرمود
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ »
.
اى درويش « 1 » در مؤمن خسيستر از نفس و مال چيزى نبود زيرا كه نفس دشمن است « اعدى عدوّك نفسك الّتى بين جبينك » اگر فرمانبردارى وى كنى به دوزخ گرفتار شوى
« فَأَمَّا مَنْ طَغى وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى »
و اگر نافرمانى وى كنى به بهشت سزاوار گردى
« وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى »
و مال سراسر فتنه و بلا است .
« أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ »
پس حقّ تعالى كه اكرم الاكرمين و ارحم الرّاحمين است خسيسترين ايشان را به نفيسترين چيزها كه بهشت است بخريد تا همه دانند كه وى كريم است
هامش
( 1 ) - ح : نزد مؤمن .