به عزّت و جلال من كه در آن زمان كه حجاب از پيش جمال برداشتهام و شما را به دولت مشاهده مستسعد گردانيدهام ، مدّت هشتصد هزار سال است ، امّا عاشق را از مشاهدهء جمال معشوق سيرى نيست ، اكنون بازگرديد كه حوران و ولدان منتظران شمااند ، و در تمنّاى ملاقات شما به زبان حال گويند .
بيت
مرا عقيق تو بايد شكر چه سود كند * مرا جمال تو بايد قمر چه سود كند
مرا زكات تو بايد خزينه را چكنم * مرا ميان « 1 » تو بايد كمر چه سود كند
چو آفتاب تو نبود ز ماهتاب چه سود « 2 » * چو ناظرم تو نباشى نظر چه سود كند
هامش
( 1 ) - ح : مرا بهاى تو بايد .
( 2 ) - ح : چه نور .