تحقيق احكام محبت است ، و تأكيد اسباب وصلت ، زيرا كه چون محب از حقيقت وصال محجوب گردد ، برسول انس تمام گيرد ، و چون از شهود احباب در پرده احتجاب « 1 » درآيد تسلى تام بود در كتابش حاصل آيد .
لمؤلفه
هر كه هجرش ز وصل شد مانع * برسول و كتاب شد قانع
چونكه باشد ز يار خود محجوب * انس گيرد به نامه و مكتوب
وانكه ميزان وصل مىسنجد * واسطه در ميان نمىگنجد
مصطفى تا نديد نور شهود * چشم بر راه جبرئيلش بود
منتظر مىنشست ايامى * تا كى آرد ز دوست « 2 » پيغامى
چون بر افتاد از جمال ، نقاب * گشت جبريل در ميان حجاب
قال اللّه سبحانه و تعالى
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ »
به درستى و راستى كه « 3 » فرستاديم اين كتاب مبين كه در وى قصهء يوسف مذكور است در حالى كه اين كتاب مقرر بود به زبانى عربى تا شايد كه اين « 4 » عربان بيابند و فهم كنند معانى آن را بهآسانى كذا قال « 5 » صاحب الكشاف .
و احتجاج كردهاند « 6 » از معتزله به اين آيت كه قران مخلوقست ، به دو وجه ، يكى آنكه نسبت انزال فرمود بقران و انزال عبارتست از فرو فرستادن و هر چه فروفرستادهشود منتقل است « 7 » از علو بسفل و اين معنى از صفات حادثاتست نه قديم ، زيرا كه در قديم توهم تنزيل و تحويل مجوّز نيست ، دويم آنكه وصف فرمود به عربى و قديم از توصيف به عربى و فارسى منزه است و اهل سنت جواب ايشان مىگويند : كه قرآن دو اعتبار
هامش
( 1 ) - ح : و چون شهود ارباب در پرده احتجاب درآيد تسلى تمام بورود كتابش حاصل آيد .
( 2 ) - ح : كآيد از پيش دوست پيغامى .
( 3 ) - چ : فروفرستاديم .
( 4 ) - ح : كه شما اى عربان دريابيد .
( 5 ) - چ : فسره صاحب .
( 6 ) - چ : جبائيان از معتزله .
( 7 ) - چ : منتقل گردد .