مىترسيدى ايمن گشتى و به عافيت طريق عصمت مسلوك داشتى ، چنان كه در خبر است « لو سئل العافية و لم يسأل السّجن لاعطى » و ليكن چون اختيار بلا كرد ، لا جرم از وى در آن بلا صدق خواستند و در محنت وى فزودند .
در تورية موسى ( ع ) آمده است : كه يا موسى خواهى كه در جنّة المأوى درجات عالى بينى و بمقام مقرّبان فرود آئى ، از خود بازرسته و بدوست لم يزل پيوسته ، مراد خود را فداى مراد ازلى ما كن ، و اختيار خود در باقى كن ، بنده را با اختيار چه كار ، اختيار اختيار ماست « 1 »
« وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ »
« 2 » .
روزى شبلى قدّس سرّه مىگفت اگر مخيّرم گردانند ميان بهشت و دوزخ من دوزخ اختيار كنم زيرا كه در بهشت مراد من است و در دوزخ مراد او ، سخن او را با شيخ جنيد قدّس اللّه تعالى روحه عرض كردند فرمود « يتصبّى الشّبلى » كودكى مىكند شبلى بنده را به اختيار چه كار .
للشيخ رومى قدّس سرّه
اى برده اختيارم تو اختيار مائى * من شاخ زعفرانم تو لالهزار مائى
گفتم غمت مرا كشت گفتا چه زهره دارد * غم آن قدر نداند كآخر تو يار مائى
گفتم چو چرخ گردون و اللّه بىقرارم * گفت از چه بىقرارى تو بىقرار مائى « 3 »
لطيفهء شريفه - آوردهاند : كه چون يوسف را به زندان آوردند پيغام چنين رسانيدند .
كه ملكه گفته است كه وى را به عقوبت تمام بغلّ و بند مغلول و مقيّد ساخته ، در چاه
هامش
( 1 ) - ح : اختيار ما راست .
( 2 ) - ح : لهم الخيرة .
( 3 ) - نى بىقرار مائى .