تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
الف ، اشاره به الوهيت است و لام اشاره به لطافت است و « را » اشاره به ربوبيت است ، معنى چنان شود كه : إله منم ، پناه به من جوى اى يعقوب ، لطيف منم ، فرج از من خواه ، اى يوسف رب رحيم منم ، به من بازگرديد ، اى برادران يوسف . قول سيم - الف ، اشارت است به آلاى حضرت خداوندى با ابراهيم ( ع ) كه آتش مردم خوار را به روى برد و سالم و گلستان گردانيد ، و لام ، اشارت است بلطف او با يوسف كه او را بعد از محنت و مشقت و شدت « 1 » فراق و اشتياق بىشمار ، با يعقوب مكروب ( ع ) در مقام وصال هم عنان گردانيد ، و راء ، اشارت است به رحمت او جل جلاله به برادران يوسف ( ع ) كه همه را نائب و صالح و از جمله پيغمبران گردانيد . پس معنى چنان شود كه « به حق آلائي مع ابراهيم و لطفى مع يوسف و رحمتى على اخوته ان هذه احسن القصص » . قول چهارم - الف ، اشارت است بروز اول كه يوسف فرمود
« إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً »
و لام بروز ميان چنان كه فرمود
« لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ »
وراء ، اشارت است بروز آخر كه گفت
« رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ »
و ديگر نيز اقوال است ، و درين باب بزرگان در تفاسير خود ايراد فرموده‌اند و ليكن آنچه آخر همه بر آن اتفاق نموده‌اند ، آنست كه حروف متهجى بها در اوائل سور از قبيل متشابهات است « نؤمن به و لا نشتغل بكيفيته » . اما ارباب اشارات را درين باب لطائف است . و از جمله آنها ، سه لطيفه درين كتاب عالى خطاب ايراد يابد تا ازين لطائف شرائف خالى نباشد ، و به حليهء زيب و زينت محلى گردد . لطيفهء اولى - آنكه ارباب اشارات گفته‌اند كه دوست با دوست چون خواهد كه اسرار محبت در ميان آرد هر سخن كه گويد برمز و اشارت گويد تا اغيار ، فهم نتوانند كرد .
هرجا كه من و يار بهم باز رسيديم * از بيم بدانديش لب خويش گزيديم
بىواسطهء گوش و زبان از طرف چشم * بسيار سخن بود كه گفتيم و شنيديم
هامش
( 1 ) - خ : و شدت بسيار و فراق