در خانه برهنه مانده بود تا آيه آمد كه
« وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ »
پيراهن نبوت آن بود كه حقّ تعالى دربارهء آن فرمود
« وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ »
. پيراهن معجزت آن بود كه جمعى از منافقان ، مسجد ضرار ساخته بودند و استدعاى حضور آن حضرت مىنمودند حضرت رسالت ( ص ) عزيمت فرمودند كه به آن مسجد روند و در آنجا به اداى نمازى قيام نمايند پيراهن مبارك پوشيده ، گوى گريبان « 1 » مىبستند هر گرهى كه دربستى فى الحال گشاده تا جبرئيل آمد و اين آيه آورد كه
« فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى »
. الآية . بندهء مؤمن را نيز چهار پيراهن بود ، پيراهن خدمت
« خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ »
پيراهن عفت
« وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ »
پيراهن معرفت
« وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ »
پيراهن نعمت
« وَ لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ »
پيراهن اول باز بسته بتوفيق است ، و پيراهن دويم باز بسته به تحقيق و پيراهن سيّم باز بسته بتصديق و پيراهن چهارم باز بسته بتشويق ، ترا در دنيا به آن سه خلعت امروز مشرف گردانند .
اميدوار باش كه فردا در بهشت از خلعت چهارم در نمانى قوله تعالى
« وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ »
ظاهر آنست كه اگر عزيز را بر درگاه نشسته نديدى با يكديگر خصومت ننمودندى ، امّا چون ديدند خجل گشتند و از براى دفع خجالت ، راه خصومت پيش آوردند .
[ بيان آنكه نفس و روح در خلوتخانهء دنيا اظهار مراودت كردند ]
نظير اين واقعه از روى تحقيق بشنو - اى درويش بدانكه نفس و روح در خلوتخانهء دنيا با يكديگر اظهار مراودت كردند و ليكن ابتداى آن از جانب نفس بود و روح را برهان توفيق رفيق گشت و و بال و ضلال و حيله و مخادعت نفس را بر وى ظاهر گردانيد .
روح قصد مفارقت كرده ، روى به دروازهء آخرت آورد ، نفس چنگ ميل در ذيل عصمت او زد ، تا او را بجانب خود كشيده ميسر نشد ، ناگاه چون چشم بگشادند سرّ
هامش
( 1 ) - كوى گريبان .