مالك ذعر گفت : به من اولاست كه درم خريدهء منست
« وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ »
عزيز گفت : به من اولاست كه حاصل خزينه من است
« وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ »
.
زليخا گفت : به من اولاست كه نور ديدهء منست
« قَدْ شَغَفَها حُبًّا »
.
حضرت عزت جلّ ذكره فرمود : به من اولاست كه صديق و برگزيدهء منست
« إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ »
آخر حجت حق تعالى غالب آمد كه
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
.
كذلك چند كس به نسبت با بندهء مؤمن دعوى اولويّت كردند ، مادر و پدر گفتند بما اولاست كه فرزند ماست
« ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ »
.
قرابتان گفتند : بما اولاست كه از نسل ماست
« وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ »
.
حضرت مصطفى فرمود : به من اولاست كه امت منست
« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ »
.
حضرت عزت جل ذكره فرمود : به من اولاست كه مخلوق و مربوب منست
« إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
و بندهء منست
« وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي »
دوست منست
« اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا »
محبّ و محبوب منست
« يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ »
آخر حجت حق تعالى غالب آمد
« فَاللَّهُ أَوْلى بِهِما »
.
للرومى
ما دست تو اى خواجه نخواهيم كشيدن * و ز نيك و بدت پاى نخواهيم بريدن
در پردهء ناموس دغل چند گريزى * نزديك رسيده است ترا پرده دريدن
هر چند شب غفلت و مستيت دراز است * ما بر همه چون صبح نخواهيم دميدن