اگر عطا ديد شكر واجبست و اگر بلا فرستد واجبتر ، زيرا كه عطا سرمايهء اين جهانست و بلا رأس المال آن جهان ، و چون بر نعمت اين جهانى شكر واجب بود ، بر نعمت آن جهانى واجبتر ، زيرا كه عطا سبب آلايش تست ، و بلا موجب زدايش تو ، آلايش عطا كرامتست
« كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى »
و زدايش بلا اكرام « 1 »
« وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ »
آنجا كه فرمود
« وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ »
چون بر سبب آلودگى شكر واجب آيد ، بر سبب پاكى و زدودگى بطريق اولى .
و اهل تحقيق گفتهاند كه نعمت را سه شكر است ، و محنت را شش شكر ، آن سه شكر آنست كه آن نعمت با آشنائى است « 2 » نه با بيگانگى ، ديگر بىمنت است نه با منت ، ديگر از حلالست نه از حرام ، و آن شش شكر محنت آنست .
اول - شكر گوئى كه اين محنت دنيويه است نه محنت اخرويّه .
دويم - آنكه از حق تعالى است نه از غير .
سيّم - آنكه گذرنده است نه پاينده .
چهارم - آنكه به حد طاقتست نه بيرون از طاقت .
پنجم - آنكه در برابر آن ثواب موعودست و ضايع نيست .
ششم - آنكه بر تن است و بر دين نيست .
پس اگر در نعمتى شكر كنى « 3 » زيادت يا بى
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ »
و اگر در محنتى شكر كنى « 4 » فرج يا بى
« ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ »
.
اما آنكه گفتيم معامله با نفس بصبر است .
اهل تحقيق گفتهاند : « تجرّع الصّبر ان عشت عشت حميدا و ان
هامش
( 1 ) - د : آلايش عطا كدام . و زدايش بلا كدام .
( 2 ) - د : به آشنائى .
( 3 ) - د : شكر كن تا .
( 4 ) - د - ح : شكر كن تا فر .