تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦

فصل اما شمهء از اشارات و لطائف و عبارات و مواعظ و نكات كه در اين آيات بينات مندرج است

« قوله تعالى :
« قالُوا يا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا »
. برادران آمدند كه ما به دويدن و اسب دوانيدن مشغول بوديم ، و يوسف را نزد متاع خود گذاشته بوديم او را گرگ خورد . نصيحت : اى عزيز من ، هر كه بلهو و لعب دنيا مشغول شود و پى دنيا روان گردد ، و دل را يوسف‌وار ، نزد متاع دنيا گذارد ، و بر حطام دنيا ، دل بندد ، اگر يوسف دلش را گرگ شيطان ببرد ، غرامت آن بر خود واجب داند ، و ملامت آن بنفس خود راجع شناسند ، قوله تعالى
« وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنَّا صادِقِينَ »
يعنى توما را راست‌گوى نمىدارى اگر چه مردم همه تصديق ما مىكنند و قول ما در همه باب مصدّق مىدارند . اشارت - اى درويش يعقوب منبع زلال نبوّت بود و مطلع نجوم هدايت و همه اولاد و احفاد ، استفاضه از فيوض او مىنمودند ، دل مباركش آينهء مجلوّهء عالم غيب بود ، و جام گيتىنماى اسرار لا ريب ، و مرتبه وى فوق مراتب اولاد بود ، اگر چه مراتب اولاد بر مراتب عوام خلايق متفوق بود ، لاجرم همه تصديق ايشان مىنمودند ، زيرا كه بر كنه احوال ايشان مطّلع نبودند ، و حضرت يعقوب قبول نمىفرمودند چرا كه كيفيت احوال ايشان كما ينبغى مىدانستند . اشارت اينجا آنست كه اعمال مربيان « 1 » به ظاهر چون اعمال مخلصان آراسته و
هامش
( 1 ) - د : مبرائيان .