بكدام زبان شكر الهى و نعمت خداوندى جل و علا را بتقديم برساند گفت : الهى من از دنيا همين گوسفندك چند دارم كه تعهد ايشان مىنمايم اگر تو گوسفند ندارى بيا تا آنچه دارم با تو مناصفه نمايم و اگر دارى بفرست تا از براى تو رايگان نگهدارم « 1 » موسى را اين سخن دشوار آمد « 2 » ، بانك بر وى زد ، ندا آمد كه اى موسى چه بانگ بر وى مىزنى ، بگذار ، كه وى مغلوب شوق ماست هر آنكس كه شوق ما بر دلش غالب آمد كس را بر وى حكمى نيست ، اى موسى او را بگوى كه خداى تعالى مىفرمايد كه تو و گوسفندان تو هم ملك من است ، آنكه گفتى مناصفه كنم از تو قبول كردم ، و در عوض آن زكات ، گوسفندان به تو بخشيدم ، و آنكه گفتى گوسفندان خود را بفرست تا شبانى كنم ، به عبادت هفتادساله برداشتم ، موسى را ازين سخن عجب آمد و گفت الهى سياهى را اين همه مرتبه از كجا و اين نوع عذر - خواهى از براى چه ؟
خطاب آمد كه اى موسى در سياهى رنگش منگر در نور دلش نظر كن به عزت و جلال من كه اگر نور دلش آشكارا كنم ، از قاف تا بقاف جهان همه از نور روشن گردد .
[ بيان عرفانى در مورد نور ايمان كه بنده را هدايت كند ]
اى درويش نور يك ساعت ايمان گوسالهپرستى از بنى اسرائيل به اين مرتبه است ، تا نور هفتادساله خداپرستان امّت محمد ( ص ) چگونه باشد .
در خبر است كه حق تعالى بنده مؤمن را بده نور منوّر و مزين گردانيده .
اول - نور هدايت
« يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ »
.
دويم - نور محبت
« وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ »
.
سيّم - نور زينت
« وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ »
« 3 » .
چهارم - نور تقوى
« أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى »
.
هامش
( 1 ) - شبانى كنم .
( 2 ) - د - ح : در نسخهء اصل از دشوار آمد تا موسى را از اين عجب آمد ندارد .
( 3 ) - د : و « زين فى قلوبكم الايمان » .