و مقاتل مىگويد چاهى « 1 » بود در سه فرسنگى كنعان از منزل يعقوب .
« 2 » و گويند تعيين آن چاه از براى آن بود كه ممرّ قوافل بود و مقصود آن بود كه كاروانيان او را بيرون آورده از آن ديار بديار ديگر برند كه ديگر به زمين كنعان انتقال ممكن نگردد . قوله تعالى
إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ »
به دو معنى حمل كردهاند يكى آنكه « ان كنتم فاعلين بمشورتى » چنان كه مذكور شد و معنى ديگر آنكه اولى آنست كه اين كار نكنيد و اگر البته تفريق يوسف از يعقوب چاره نيست ، بارى به چاه افكندن اكتفا كنيد ، و بقتل مرسانيد ، و نظير اين آنست كه در آن آيهء ديگر فرمود
« وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ »
يعنى : « الاولى ان لا تعاقبوا » .
اشاره - يهودا به اين مقدار كه برادران را از قتل وى منع فرمود و گفت در چاه اندازيد . « فانّ بعض الشرّ ، اهون من بعض » حق تعالى از وى يادى مىفرمايد و شكرگزارى مىكند و اينجا نكتهايست « 3 » كه يهودا يك سخن گفت از روى مردمى ، حق تعالى ثناى او مىكند ، بندهء مؤمن كه پنجاه سال كلمهء حق ( لا إله الا اللّه ) مىگويد و طريق بندگى مىپويد اگر بكمال كرم از وى بيزارى نكند چه عجب .
اشارهء ديگر - يهودا گفت او را مكشيد و ليكن در چاه افكنيد تا هم او از كشتن برهد و شما هم از ديدار وى رسته باشيد ، گويند اين نمودار حال عاصى است در روز قيامت حق تعالى فرمايد اى مالك بندهء من بواسطهء معاصى مستوجب عذاب و عقوبت گشته ، او را به داغ بيزارى و مفارقت پروردگارى جلّ ذكره عقوبت مكن ، و ليكن او را به چاه دوزخ افكن ، تا كاروان انبيا و اوليا و علما و شهدا ، جوق جوق ، بر آن چاه خواهند گذشت و او را برسن شفاعت از آنجا بركشند تا هم گناه او سوخته شود « 4 » و هم خاطر محمد ( ص ) نگاه داشته شود .
[ بيان آنكه چون گناهكاران را به طرف دوزخ برند . ]
نقلست : كه چون عاصى را به شأمت معاصى در دوزخ بازدارند و گروه گروه
هامش
( 1 ) - د : اين كشف تا كنعان از منزل يعقوب در نسخهء اصل نيست .
( 2 ) - د : كس مف .
( 3 ) - نكته آنست .
( 4 ) - د : باشد .