وُجُوهَكُمْ
و
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ
و
أَقِمْ وَجْهَكَ »
مراد همه اينها نيّت و قصد است و
« تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحِينَ »
و باشيد بعد از اين در قتل يوسف و يا دور افكندن وى از نزد پدر گروهى تايب ، يعنى ازين عمل خود بعد از وقوع ، توبه كنيد .
و در بعضى از تفاسير آورده است . كه قائل به اين قول ابليس عليه اللعنة بود كه برادران مجتمع گشته بودند و گفتگوى يوسف در ميان بود ، ابليس به صورت پيرى بر ايشان گذر كرد و گفت اى فرزندان يعقوب ، شما را يوسف عاقبتالامر بندهء خود خواهد ساخت ، و محكوم فرمان خود خواهد گردانيد ، اكنون چون ملكان او ناز مىكنند و شما چون بندگان كار مىكنيد . فرزندان يعقوب گفتند اى شيخ تدبير اين امر چيست ؟ گفت :
« اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً »
بكشيد يوسف را و يا به زمين دور افكنيد ، و مراد وى از زمين بيابانى بود كه در وى ددان بسيار باشند تا وى را هلاك كنند .
اگر كسى سؤال كند كه بر تقرير آنكه قائل به اين قول برادران بوده باشند دلالت به خون ناحق و يا اجلاء برادر و انديشيدن غم و اندوه پدر مناسب مرتبهء نبوّت نيست ، نه بعد از نبوّت و نه پيش از آن . جواب آنست كه باتفاق بزرگان و علما اين واقعه بعد از نبوّت نبوده و پيش از نبوّت ، انبيا از بعضى از زلّات معصوم نبودهاند و اللّه اعلم بحقيقة الحال .
و بزرگان گفتهاند : كه در اين كلام تنبيه است بر اينكه گناه نكنى ، و اگر مبتلا شوى در تو به تسويف جائز ندارى ، و زود توبه كنى كه برادران يوسف پيش از گناه قصد توبه كردند و
« تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحِينَ »
گفتند مراد از صلاح اينجا توبه است چنانچه در آيات ديگر فرمود
« إِلَّا الَّذِينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا
فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ »
و امثال آن :
و بعضى از مفسران گويند مراد از صالحين اينجا باصلاح آوردن امر است به نسبت با پدر يعنى بعد از وقوع قتل يا اجلاء بتمهيد مقدمات عذر ، اصلاح خاطر