پدر نمائيم ، و در استرضاى او كوشيم
« قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ »
گفت گويندهء از ايشان :
« وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ »
درافكنيد او را در چاهى .
كشف - بعضى گويند يهودا بود كه وى از همه عاقلتر و بر يوسف مشفقتر بود .
و بعضى گويند روبيل بود كه برادر بزرگتر بود و از همه « 1 » صايبراىتر ، و قوىتر بود .
كشف - مجاهد مىگويد كه شمعون بود و گفت
« لا تَقْتُلُوا يُوسُفَ »
نكشيد كه خون ناحق امرى است بزرگ و گناهيست عظيم « 2 »
« يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ »
تا او را بر كشند از چاه بعضى راهگذريان
« إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ »
اگر عمل مىكنيد به مشورت من ، چنين كنيد « قوله تعالى
وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ »
.
« 3 » بدانكه غيابت در اصل لغت چيزيست كه غايب گرداند چيزى را از نظر و بپوشاند آن را .
« 4 » و مراد از غيابت جبّ قعر اوست كه هر چه در آنجا افتد از نظر پوشيده گردد و فايده در ذكر غيابت اينجا آنست اگر مثلا « القوة فى الجبّ » گفتى احتمال آن داشتى كه در موضعى از مواضع چاه افكندى كه از نظر غايب نبودى ، پس چون به غيابت تقييد فرمود دلالت كرد كه او را در قعر چاه مظلم جائى كه از نظر ناظران مستور باشد بيندازند .
« 5 » و لام
« الْجُبِّ »
از براى عهد است يعنى آن چاه معيّن كه نزد ايشان معلوم بود .
بعضى گويند چاه بيت المقدس بود .
« 6 » و وهب مىگويد چاهى بود در زمين اردن .
هامش
( 1 ) - د : بزرگتر بود و از همه صايب رأى .
( 2 ) -« وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ »و درافكنيد او را در چاهى .
( 3 ) - د : كش مف .
( 4 ) - د : كس .
( 5 ) - د : مف .
( 6 ) - د : مف .