قول ششم - شيخ ابو عبد الرحمن سلمى در حقايق خود مىگويد : اجتباء يوسف آن بود كه باطنش را بحسن خلق بياراست ، و ظاهرش را بلطف مقال و حسن فعال با دوستان و دشمنان بياراست . و هر چند به نسبت به آن حضرت طريق ادب ، و سبيل مروت ، مرعى و مسلوك نداشتند ، وى با هيچكدام در معرض انتقام درنيامد ، و با همه بجاى اسائت احسان پيش برد .
[ اشارات عرفانى و ادبى در مورد آيه « وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ »
]
قوله تعالى
« وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ »
در اين كلمه علما را نيز وجوه است .
وجه اول - در تيسير مىگويد : « اى يلهمك علم ما يئول - اليه عاقبة ما يراه النّاس فى مناماتهم » يعنى از عالم غيب خداوند بىنقصان و عيب جل جلاله بدل مباركت الهام فرمايد آنچه مرجع و مآل خوابهاى مردم است . تا از عاقبت حال ايشان سرّ ايشان را واقف و خبردار گردانى .
و احاديث اسم جمع است مر حديث را چنان كه اباطيل مر باطل را ، و منامات خلق را احاديث گفت ، زيرا كه اگر خواب صادق است ، حديث ملك است ، و اگر كاذب است حديث شيطان .
وجه دويم - مراد از تأويل احاديث حلّ غوامض كتب آسمانى و كشف مشكلات سنن انبيا و تفسير كلمات و نصايح حكما مىتواند بود كه در آن نيز سورهء يوسف را شأنى بود ، چنانچه در علم تعبير عظمت برهانى .
وجه سيم - مىشايد كه احاديث جمع حديث باشد و مراد از حديث آنچه حادث گشته « 1 » ، مقصود از تأويل حال آن و مآل « 2 » حوادث منتهى بقدرة اللّه مىشود و بتكوين و حكمت او سبحانه و تعالى .
هامش
( 1 ) - د - الف : و مراد از حديث حادث شود .
( 2 ) - د : تأويل مآل آن و مآل حوادث .