نه نديم مجلس قربت ، زبان دركش كه هر چه در عالم خيال مىگفتى ، اكنون در عالم وصال بعيان مىبينم .
لوالدى رحمة اللّه « 1 »
عكس روى تو در آئينهء جان مىبينم * پرتو حسن تو از ديده نهان مىبينم
سرّ اين نكته كه بد ، در تتق غيب نهان * در تماشاى جمال تو عيان مىبينم
در جهان ديده مبيناد جهان بىرويت « 2 » * روى بنما كه به روى تو جهان مىبينم
ديدهء دل بگشا در طلب نور يقين * كان يقينى كه تو را بود گمان مىبينم
و الحمد للّه و الصلاة و السلام على رسوله محمد صلى اللّه عليه و آله اجمعين .
اما شروع در بيان اين قصه شريفه و ابتدا نمودن باخبار ولادت حضرت يوسف صديق ( ع )
مستنيران اشعهء شموس ، و مقتبسان شعلات نيران مقدمهء توفيق ، كه مقتدايان اصحاب اشارت و ارباب عبارتاند در تحقيقات اين قصه ، و تدقيقات اين حصه ، چنين گفتهاند و جواهر زواهر معارف لطيفه بالماس انفاس شريفه همچنين سفتهاند ، كه حضرت جلال احديّت جل و علا بكمال صمديّت ، از براى جزاى اعمال عباد « 3 » در گلشن سراى جنت ، درجات عاليه و مراتب سنيّه ترتيب فرموده و قصور و انهار و اشجار ، چنانچه در قرآن مبين و در احاديث معيّن گشته ، تعيين فرموده قومى بودند كه در تصديق اين مقدمات و تحقيق اين كرامات محتاج ، بمثال
هامش
( 1 ) - د - ح : لوالدى رحمة اللّه .
( 2 ) - د - ح : در نسخه اصل اين بيت نيست .
( 3 ) - د : و ارباب در گلشن و سراى .