تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
براى تجارة و تحصيل فوايد عظيمه و مكاسب و آنچه يعنى بايد كه بسبب كثرت ثروت و جمعيت ايشان بخواطر تو نرسد كه من ايشانرا فرو گذاشت خواهم كرد چه اهمال موجب اهمال عقوبت ايشان نيست بلكه باعث ازدياد آنست و بعد از آن كه بكثرت نعم دنيويه مغرور گشته و با متعهء فانيهء او معمور شده باشند بچنگال عقوبت من گرفتار گشته و بال نكال و جدال بر ايشان خواهد رسيد همچنانكه .
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ
تكذيب كردند پيش از ايشان گروه نوح را
وَ الْأَحْزابُ
و گروهى چند
مِنْ بَعْدِهِمْ
از پس قوم نوح مر پيغمبران خود را چون گروه عاد و ثمود و غير آن
وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ
و قصد كردند هر گروهى از ايشان
بِرَسُولِهِمْ
بپيغمبرى كه فرستاده شده بود بايشان
لِيَأْخُذُوهُ
تا بگيرند او را و سزا رسانند و او را مقتول سازند
وَ جادَلُوا
و مجادله و مخاصمه كردند با رسولان من
بِالْباطِلِ
بسخن باطل مثل ما انتم الا بشر مثلنا و ما انزل الرحمن من شىء و امثال آن
لِيُدْحِضُوا بِهِ
تا زايل گردانند و ناچيز سازند بسخن بيهوده
الْحَقَّ
سخن حق را كه واجب الاتباع بود
فَأَخَذْتُهُمْ
پس گرفتم ايشان را و هر گروهى را از ايشان بنوعى معاقب ميساختيم
فَكَيْفَ كانَ عِقابِ
پس نظر كن چگونه بود عقوبت من ايشان را .
وَ كَذلِكَ
و همچنانكه واجب شده بود عقوبة بر امم مكذبه انبيا
حَقَّتْ
واجب شده است
كَلِمَةُ رَبِّكَ
حكم پروردگار تو به عذاب و عقاب
عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا
بر آنها كه كافر شدند از قوم تو و تكذيب تو كردند
أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ
آنكه ايشان اصحاب دوزخ‌اند و ملازمان آتش يعنى همهء اهل كفر از امم سابقه و لا حقه از اصحاب دوزخند و از كذب و جدال و ترك طاعة گرد نقصى بدامن كبرياى او نمىنشيند چه طايع و عابد و حامد و مسبح او سبحانه از حد و حصر متجاوزند و از آن جمله .
الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ
آنان كه برميدارند عرش را براى امتثال امر او
وَ مَنْ حَوْلَهُ
و آنان كه گرداگرد عرشند از كروبيان كه هميشه بطواف آن مشغولند
يُسَبِّحُونَ
تنزيه ميكنند و بپاكيزگى اقدام مينمايند تنزيهى كه پيوسته است
بِحَمْدِ رَبِّهِمْ
بستايش پروردگار خود
وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ
و تصديق ميكنند و اعتراف مينمايند بربوبيت و وحدانيت او يعنى حاملان عرش و كروبين كه اخص خواص ملائكه‌اند و بذكرى كه آن جامع صفات اجلال و اكرام او سبحانه باشد رطب اللسانند و مصدق وحدانيت حضرت سبحان پس از جدال و ترك عبادت مشركان كه اخس مخلوقاتند در معنى تفاسير از شهر بن حوشب روايت كرده‌اند كه حمله