ايشان بوى ؛ گفت : هر كه در آسمان و زمين است از فريشته و آدمى و جنّى ازو خواهند و ازو طلبند ، و هيچ كس را از او گريز نيست ؛ اهل آسمان از او آمرزش خواهند ، و اهل زمين آمرزش و روزى ازو خواهند ، هر روز خداى تعالى در شأنى و كارى است ، چون اين آيت آمد صحابه گفتند : يا رسول اللّه آن كدام شأن و كارست ؟ - گفت : يغفر ذنبا و يفرّج كربا و يرفع قوما و يضع آخرين .
هامش
رَبِّكُما تُكَذِّبانِ *؟ - گوئيم ازين چند جواب گفتند : يكى آنكه فرّاء گفت : تكرار درين و أمثال اين براى تأكيد باشد چنان كه مجيب گويد : بلى بلى ؛ و ممتنع گويد : لا لا ، و أنشد :و كاين و كم عندى لهم من صنيعة * ايادى بثّوها علىّ و أوجبواو أنشد أيضا :كم نعمة كانت لكم كم كم و كم .- ( نظير اين است به فارسى قول خيام :آن قصر كه با چرخ همى زد پهلو * بر درگه او شهان نهادندى روديديم كه بر كنگرهاش فاختهء * بنشسته همى گفت كه كو كو كو كو) - و قال آخر :نعق الغراب ببين لبنى غدوة * كم كم و كم بفراق لبنى ينعق- ( « نعق » و « ينعق » در بعضى نسخ بغين معجمه ضبط شده و هر دو يعنى به عين مهمله و بغين معجمه بيك معنى است .
در منتهى الارب گفته : « لبنى كبشرى نام زنى است .
« نعق » و « ينعق » در بعضى نسخ بغين معجمه ضبط شده و هر دو يعنى به عين مهمله و بغين معجمه بيك معنى است . ) - و قال آخر :أردت لنفسى بعض الامور * فأولى لنفسى اولى لهاو جواب ديگر ازين آنست كه تكرار براى اختلاف فوايد است كه چون تقرير بنعمتهاى مختلف كرد عند ذكر هر نعمتى تكرار تقرير كرد و غرض ازين تكرار تقرير و تذكير و تقريع و توبيخ است چنان كه يكى از ما گويد : ألم أحسن اليك بأن أعطيتك ؟
أ لم أحسن اليك بأن خلّصتك ؟ ألم أحسن إليك بأن رفعتك ؛ ألم أحسن اليك بأن خلعت عليك ؛ تكرار نعمت مىكنند و عند ذكر هر نعمتى باز مىگويند : ألم أحسن اليك ؛ نه من . با تو احسان كردم بفلان چيز و نه من با تو احسان كردم بفلان چيز و اين در كلام عرب و عجم و اشعار ايشان بسيار است .
قال مهلهل بن ربيعة يرثى اخاه كليبا :على أن ليس عدلا من كليب * إذا طرد اليتيم عن الجزور( تا آخر ابياتى كه سابقا بوسيلهء حاشيهء خفاجى نقل شد ؛ رجوع شود بص 300 ) و قالت ليلى الاخيليّة ترثى توبة بن الحميّر :