آيت سؤال كرد رسول گفت : خداى تعالى موسى را وحى كرد و گفت : بگوى بنى - اسرائيل را كه : بخداى شرك مياريد ، و اسراف مكنيد ، و زنا مكنيد ، و خون بناحق مريزيد ، و جادوئى مكنيد ، و ربا مخوريد ، و پيش پادشاه غمز مكنيد تا مردم بيگناه كشته شوند « 1 » ، و زنان محصنه را دشنام مدهيد ، و از زحف مگريزيد ، و شما خاصّة اى جهودان در روز شنبه عدوان و بيدادى مكنيد « 2 » جهود چون اين جواب بشنيد بوسه بر دست رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داد و گفت : گواهى مىدهم كه تو پيغمبر خدائى بحقّ « 3 » .
[ فَسْئَلْ
« 4 »
بَنِي إِسْرائِيلَ ]
اى محمّد بپرس از بنى اسرائيل يعنى از عبد اللّه سلام و اصحابش تا يقين تو در زيادت گردد ، شايد كه خطاب باشد هر يكى را ، و شايد كه خطاب باشد موسى را يعنى اى موسى بنى اسرائيل را از فرعون بخواه ؛ موسى چون پيش فرعون رفت و آيات بنمود فرعون وى را گفت : اى موسى من مىپندارم كه با تو جادوئى كردهاند و عقل تو خلل يافته است ، و گفتهاند : [ مسحور ] بمعنى ساحر است يعنى من ترا جادو مىپندارم و اين كه تو ميكنى سحر و جادوى است ، موسى عليه السّلام گفت
[ لَقَدْ عَلِمْتَ ]
تو ميدانى كه اين آيات را نفرستاد مگر خداى آسمان و زمين براى حجّت و دليل ؛ من گمان مىبرم اى فرعون كه تو هالكى و نيست گشته و گمان من از گمان تو صحيحترست ، ابن عبّاس گفت : [ مثبور ] ملعون است ، مجاهد گفت : موسى عليه السّلام در نزديك فرعون شد در روز زمستان و او خفته بود گليمى بر خود گرفته ، موسى عليه السّلام عصا بيفكند اژدها شد و دهن بر سر وى نهاد خواست تا او را فرو برد فرعون از ترس در جامه حدث كرد موسى گفت :
[ إِنِّي لَأَظُنُّكَ ]
من ترا اى فرعون هالك مىپندارم
[ فَأَرادَ أَنْ يَسْتَفِزَّهُمْ ]
فرعون خواست تا موسى و بنى اسرائيل را از زمين مصر برانگيزد و
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « نشوند » ؛ و هر يك باعتبارى درست است .
( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و خاصّه بر شما كه جهودانى آنست كه روز شنبه تعرّض ماهى گرفتن نكنى » .
( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « رسول عليه السلام گفت : چرا ايمان نيارى ؟ - گفت : بدانكه ما را گفتند : داود خداى را دعا كرد تا فرزندان او را از پيغمبرى خالى ندارد و ما ترسيم كه اگر به تو ايمان آريم جهودان ما را بكشند » .
( 4 ) - مولى فتح الله ( ره ) در منهج گفته : « مخاطب در [ فاسئل ] موسى است ؛ و بنابراين[ إِذْ جاءَهُمْ ]متعلق است به [ قلنا ] و محتمل است كه متعلق به [ اذكر ] باشد يعنى اى محمد ياد كن » .