جلد پنجم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
[ تتمه تفسير سوره يوسف ]
[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 52 تا 54 ]
ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي كَيْدَ الْخائِنِينَ ( 52 ) وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 53 ) وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي فَلَمَّا كَلَّمَهُ قالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ ( 54 )
اين استكشاف براى آن كردم « 1 » تا عزيز بداند كه من در غيبت با وى خيانت نكردم در حقّ زليخا و خداى تعالى خيانت كنندگان را هدايت نكند و رها نكند كه خيانت ايشان بر كار شود و پوشيده ماند . آنگه يوسف عليه السلام بر سبيل خضوع و خشوع و كسر نفس خود گفت : من نفس خود را مبرّا نميكنم كه نفس مردمان را ببدى فرماينده است و بعضى مفسّران گفتند كه : اين از سخن زليخاست يعنى تا يوسف بداند كه من در غيبت او با او خيانت نكردم و چون مرا پرسيدند از حديث او راست بگفتم و خداى تعالى هدايت نكند خائنان را ؛ پس براى اين خيانت نكردم با يوسف و خويشتن را مبرّا نكردم از بدى تا ديگران متّهم شوند « 2 » بدرستى كه نفس سخت فرماينده است ببدى و همه را ميل ببدى باشد مگر آنكه خداى من نگهدارد و رحمت كند و خداى تعالى آمرزنده و مهربانست ، چون ملك تجسّس و تفحّص كرد و برائت ساحت يوسف وى را معلوم شد گفت : وى را پيش من آوريد تا وى را خاصّ و خالص گردانم براى خود ، رسول پيش يوسف آمد تا وى را از زندان بيرون برد .
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ ]خلاف كردند در آنكه اين كلام از كيست بعضى از مفسّران گفتند : چون حسن و قتاده و مجاهد و ضحاك كه از كلام يوسف است يعنى كه اين استكشاف براى آن كرد تا عزيز بداند كه من در غيبت او خيانت نكردم و بعضى دگر گفتند كه اين از كلام زليخاست براى آنكه بكلام او متّصل است و بر اين تأويل كلام از نسق خود نميرود و معنى آن بود تا يوسف بداند كه من در غيبت با او خيانت نكردم » .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « نشوند » .