داشتيم ، بجاى
[ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا ]
و بشنو گفتار ما را و توقّف كن بر ما تا كلام تو بشنويم و بدانيم و تأمّل كنيم بجاى
[ وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ ] وَ راعِنا
ايشان را بهتر بودى و نيكوتر و صوابتر و راستتر و لكن خداى تعالى لعنت كرد بر ايشان بكفر ايشان و معلوم از حال ايشان آنست كه ايمان نياورند الّا اندكى از ايشان كه در ماضى ايمان آوردند و « لعنت از خداى » دور گردانيدن باشد از رحمت و فضل او .
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 47 ]
يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً ( 47 )
خداى تعالى خطاب مىكند با جهودان و ترسايان ، و ميگويد : اى آنان كه ايشان را كتاب دادهاند ايمان آوريد بدانچه ما فرستاديم از كتاب قرآن بخاتم جملهء پيغمبران كه اين قرآن مصدّق و راست دارنده است آن كتابها را كه با شماست از توراة و انجيل و درين هر دو كتاب ذكر او و نعت و صفت او مكتوب است ايمان آوريد پيش از آنكه ما رويها را طمس و محو گردانيم و با پس سر « 1 » ايشان بريم يعنى با قفاى ايشان بريم تا قفا روى گردد و روى قفا شود تا چون روند باشگونه « 2 » روند و اين قول عبد الله عبّاس و عطيّه است و قولى ديگر آنست كه ما رويهاى ايشان را چون روى قرده و خنازير كنيم كه اين حيوانات را موى بر روى باشد و آدميان را بر سر ابو الجارود از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرد كه او گفت كه : مراد آنست كه اگر برسول ايمان نيارند ما رويهاى ايشان را از هدى با ضلالت گردانيم يعنى بر سبيل خذلان . اگر گويند : خداى تعالى ايشان را بدين وعيد كرد و ايشان ايمان نياوردند ؟ از اين دو جواب است يكى آنكه بعضى ايمان آوردند چون عبد اللّه سلام و اضراب او و آنان كه ايمان نياوردند اين عقوبت بكنند ايشان را روز قيامت و مبرّد گفت : لا بدّ من طمس فى اليهود و مسخ قبل قيام السّاعة ، جواب ديگر آنست كه خداى تعالى از او خبر داد بر تخيير و گفت :
[ أَوْ نَلْعَنَهُمْ ]
گفت : طمس كنيم ايشان را يا لعنت
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح : « بر پس سر » .
( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « باشگونه بر وزن و معنى باژگونه است كه به عربى عكس و قلب خوانند » .