بدين نام خواند :
رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ *
؛ اجابت آمد كه
إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ *
؛ پس خداى را نامى نباشد ازين بزرگوارتر ؛ اين بگفت و ناپيدا شد ما بدانستيم كه آن خضر عليه السّلام بود . « 1 » اين نام نامى است كه باطلاق جز بر خداى اجرا نكنند و در حقّ ما مقيّد بايد گفت و طريق به اين كه گفتيم سمع است و مراد به « عالمين » آدميانند و بروايت ابن عباس جنّ و انس است لقوله تعالى
« لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً »
ابو عبيد گفت : عبارت است از عقلا و آن چهار صنفاند ؛ فرشتگان و آدميان و ديوان و پريان ، صادق عليه السّلام گفت كه : هم اهل الجنّة و النّار ؛ اهل بهشت و دوزخاند وهب منبه « 2 » ميگويد كه : خداى را تعالى هژده هزار عالم است دنيا يكى از آنست و آنگه عمارت دنيا باضافت بآخرت چنانست كه خيمهء در بيابانى از ابى بن كعب روايت است كه او گفت : مراد به اين فرشتگانند و آن هژده هزار فرشتهاند چهار هزار و پانصد بمشرقاند و چهار هزار و پانصد به مغرب و چهار هزار و پانصد بجانب سيم و چهار هزار و پانصد بجانب چهارم ؛ با هر يكى از ايشان چندان اعواناند كه عدد ايشان جز خداى نداند از وراى اين همه زمينى است سفيد مانند رخام ؛ عرضش چندانكه آفتاب بچهل روز تواند بريدن و درازيش جز خداى تعالى نداند پر از فرشتگانى كه ايشان را روحانيان خوانند ايشان را زجلى و آوازى هست بتسبيح و تهليل كه اگر آواز يكى از ايشان باهل اين زمين رسد همه هلاك شوند از آن هيبت ، و منتهى و كنارهء ايشان تا حاملان عرش است .
[ سوره الفاتحة ( 1 ) : آيه 3 ]
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ( 3 )
خداى مهربان بر اهل جهان از مؤمنان و كافران و بخشانيده در آن جهان خاصّ
هامش
( 1 ) - - در مستدرك ( ج 1 ، ص 381 ) از تفسير ابو الفتوح ( ره ) نقل شده است .
( 2 ) - - در قاموس گفته : « وهب بن منبه قد يحرك » و در تاج العروس گفته : « ساكن كردن هاء وهب فصيحتر از متحرك كردن آنست » و نيز در اين دو كتاب گفتهاند : « منبه بر وزن محدث است » يعنى بضم ميم و فتح نون و كسر با و هاء در آخر است ، وهب نامبرده تابعى است ليكن پدرش منبه صحابى است .