تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
آمده است كه خداى را در قيامت چندان رحمت باشد كه ابليس طمع در رحمت او كند و اگرچه هرگز بوى نرسد ، رحمن است باهل آسمان ؛ رحيم است باهل زمين ، رحمن است بيك رحمت ، رحيم است به صد رحمت ، رحمن است چون خواهد ببخشد رحيم است چون نخواهد خشم گيرد ، رحمن است بآلاء و نعماء ؛ رحيم است ببازداشت محنت و بلا ، رحمن است تا برهاند از نيران ؛ رحيم است تا برساند بخلد جنان ، رحمن است به من جحده ؛ رحيم است به من وحده ، رحمن است . به من كفره ، رحيم است به من شكره .

[ سوره الفاتحة ( 1 ) : آيه 2 ]

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 2 ) اين ثنائى است كه خداى تعالى جلّ جلاله بر خود ميگويد و ما را بثنا و حمد خود مىآموزد لفظش خبر است مرادش امر است معنىاش اينست كه بگوئيد كه : حمد و ثنا و ستايش و شكر مر خداى راست جلّ جلاله بر نعمتهائى كه با ما كرده است ؛ حمد از شكر عام‌ّتر است براى آنكه حمد در جاى شكر استعمال كنند و شكر در جاى حمد استعمال نكنند ، حمد بر خصال او باشد و اگرچه به تو تعدّى نكند و شكر بر نعمتى باشد كه از او به تو رسد ، حمد به زبان باشد
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً
؛ شكر باركان باشد اعملوا آل داود شكرا ، هر كه حمد كرد شكر كرده باشد و اگر شكر كند حمد نكرده باشد ، پيغمبر خداى گفت : الحمد رأس الشّكر ؛ ما شكر اللّه عبد لا يحمده « 1 » حمد سر شكر است شكر نكرده باشد خداى را بندهء كه او را حمد نكرده باشد ، و از جملهء كلمات ثناى خداى تعالى يكى كلمهء حمد است چه او قيد نعمت عاجل است و صيد نعمت آجل ؛ نوح پيغمبر عليه السّلام چون طعامى خوردى گفتى :
الْحَمْدُ لِلَّهِ *
، چون شربتى آب خوردى گفتى :
الْحَمْدُ لِلَّهِ *
، چون جامه در پوشيدى گفتى :
الْحَمْدُ لِلَّهِ *
، چون بر چهار پاى نشستى گفتى :
الْحَمْدُ لِلَّهِ *
، چون فرود آمدى گفتى :
الْحَمْدُ لِلَّهِ *
، نام او خداى تعالى در جملهء شاكران بنوشت ؛
إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً
، حمد كلمه‌ايست جامع مدح را و شكر را از آنجا كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت كه : سبحان اللّه نصف الميزان و
الْحَمْدُ لِلَّهِ *
ملء الميزان ؛ سبحان اللّه
هامش
( 1 ) - - در غالب نسخ « الا بحمده » ضبط شده است .