[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 80 ]
وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ( 80 )
جهودان با اينهمه كه كردند با خود هم تمنّاى محال كردند گفتند : دوزخ بما نرسد الّا روزى چند شمرده گفتند كه : مدّت عمر دنيا هفت هزار سالست خداى تعالى ما را بهر هزار سال روزى عذاب كند مدّت مقام « 1 » ما در دوزخ بيش از هفت روز نباشد ، و گفتهاند كه : مراد آن چهل روز است كه ايشان گوساله پرستيدند .
بگو اى محمّد : كه از خداى عهدى و پيمانى گرفتهايد ؟ ! پس خداى عهد و پيمان خود را خلاف نكند ، ابن مسعود گفت : اين عهد توحيد است يعنى عهدى گرفتهايد بتوحيد چنان كه گفت :
« إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً
؛ و هو قول لا إله الّا اللّه » يا بر خداى چيزى مىگوئيد كه نمىدانيد .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 81 ]
بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ( 81 )
[ بَلى ]
جواب
[ لَنْ تَمَسَّنَا ]
است آرى هر كه بدى كند و مراد به اين سيّئه شرك است يعنى شرك آورد و بر شرك ميرد پس اهل دوزخاند و در دوزخ جاودان باشند و چون مراد بسيّئه مادون شرك باشد مراد باحاطهء خطيئه آن بود كه مجاهد گفت كه :
بنده چون گناهى كند نقطهء سياه بر دلش پديد آيد و چون دو گناه كند سياهى درو زيادت گردد و چندانكه گناه مىافزايد آن سياهى مىافزايد تا جملهء دلش سياه گردد پس برين معنى معنى « خالد » مقيم و ثابت باشد نه بر سبيل دوام ؛ بيانش قوله تعالى ؛
« أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ »
و اگر خلود جز بمعنى دوام نبود بادلّه ازو عدل بايد كرد « 2 » .
هامش
( 1 ) - مقام بضم ميم مصدر ميمى است از باب افعال بمعنى اقامت .
( 2 ) - عبارت شيخ ابو الفتوح ( ره ) در اينجا اين است ( ص 150 ج 1 چاپ اول ) : « اگر گويند :
در اين آيت چه گوئى نه خلود را تفسير بر دوام بايد كردن ؟ - گوئيم : لا محاله چنين بايد كردن و ليكن نه براى ظاهر را بل براى اجماع امت را و اگر ما را بر ظاهر رها كنند حمل خلود بر دوام نكنيم چو معنى او در لغت عرب اين است كه گفته شد و ليكن اينجا اجماع امت ما را حمل كرد بر آنكه خلود را بر دوام تفسير دهيم و در آيت اول نه چنين است » و مراد از آيت اول« أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ »است .