تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
مادرى كودك را خاموش گرداند آنگه گفت : بدان خداى كه مرا بخلقان فرستاد كه اگر وى را خاموش نكردمى تا قيامت بر فراق من مىناليدى گفتند : يا رسول اللّه سه بار آمين گفتى و كسى دعا نميكرد گفت : بلى جبرئيل دعا ميكرد ؛ چون پاى بر پايهء اوّل نهادم گفت : هر كه مادر و پدر را يا يكى را از ايشان دريابد و وى را نيامرزند ؛ ابعده اللّه ، خداى او را هلاك كناد من گفتم : آمين ، چون پاى بر پايهء دوّم نهادم گفت : هر كه ماه رمضان دريابد و وى را نيامرزند خداى وى را هلاك كناد ؛ من گفتم : آمين ، چون پاى بر پايهء سيّم نهادم گفت : هر كه پيش او ذكر تو كنند و او بر تو صلوات ندهد خداى او را هلاك كناد ؛ من گفتم : آمين .
[ وَ ذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ ]
و همچنين وصيّت كرديم به نيكوئى كردن با خويشاوندان و با يتيمان يعنى بى پدران كه بحدّ بلاغت « 1 » نرسيده باشند « لا يتم بعد حلم » و با بيچارگان و درويشان و نيز گفتيم ايشان را كه بگوئيد با مردمان گفتارى نيكو و ايشان را نيكو داريد و گفته‌اند : مراد به اين ناس محمّد است صلى اللّه عليه و آله يعنى رسول مرا نيكو گوئيد ، بنبوّت وى اقرار دهيد ، نعت و صفت او كه توراة به آن ناطقست بازمپوشيد و گفته‌اند كه : مردمان را بنيكوئى فرمائيد و از منكر بازداريد . و نماز بپاى داريد و زكات مال بدهيد پس پشت بر آن عهد و ميثاق كرديد [ و ] وفا مىبايست كردن خلاف كرديد مگر اندكى از شما كه بخلاف آن كردند كه جمهور قوم و سواد اعظم بر آن بودند تا بدانى كه هميشه اهل حق اندك بوده‌اند اگر اينجاست
« إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ »
گفت ، در قصّهء طالوت
« فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ »
، بر سبيل جمله
« وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ »
، در قصّهء نوح ،
« وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ »
شاعر نيز چنين گويد : « فقلت لها : انّ الكرام قليل »
[ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ ]
و حال آنست كه شما اعراض كنندگانيد جمع ميان تولّى و اعراض از بهر آن كرد تا بدانند كه ايشان هم به صورت و هم بمعنى تارك ميثاق بوده‌اند .
هامش
( 1 ) - در كتب فارسى قدما « بلاغت » بمعنى بلوغ به كار رفته است چنان كه در تاريخ سيستان گفته ( ص 51 ) : « چه شيث به حد بلاغت رسيد » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 114 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)